دنیای رمان

دانلود رمان عاشقانه : برترین رمان های جهان را اینجا بخوانید

جست و جو
Generic filters
Exact matches only

رمان عاشقانه هات زن ناخواسته و وصله ی ناجور

رمان عاشقانه جدید

 رمان عاشقانه وصله ناجور :

 

داستان دختری است که بعد از از دست دادن پدر …. مادر الکلی اش او و برادر کوچکش را رها می کند و تمام پول های انها را هم با خود می برد و حالا او می بایست به تنهایی از خود و برادر کوچک ترش محافظت کند . بعد از ترک تحصیل و روز ها در پی کار بودن … بالاخره در یک مغازه جواهر فروشی استخدام می شود اما به او تهمت دزدی زده می شود و به مدت سه سال به زندان محکوم می شود

بعد از ۱۸ ماه زندان به او عفو مشروط می دهند اما برادرش به پرورشگاه فرستاده شده و می بایست برای گرفتن قیومت او خود را به اثبات برساند . اما به دلیل سابقه کیفری نمی تواند کاری پیدا کند تا اینکه بالاخره شغل مستخدمی در یک خانه اشرافی بزرگ به او پیشنهاد داده می شود

رمان عاشقانه غضب قسمت آخر
READ

اما از همان روز ابتدا که برای مصاحبه کاری به عمارت می رود .. متوجه می شود که ریس جوان و جذابش از او خوشش نمی اید و با تحقیر با او برخود می کند و او را یک جنایت کار می داند .. اما او می بایست برای پس گرفتن برادرش تما این سختی ها را به جان بخرد

 

برای دانلود رمان عاشقانه وصله ناجور از اینجا اقدام کنید :

 

5,000 تومان – خرید

 

خلاصه رمان خارجی عاشقانه زن ناخواسته  :

 

داستان دختری است که عاشق مردی جذاب  و بسیار ثروت مند ایتالیایی می شود اما مرد کس دیگری را دوست دارد و حتی متوجه حضور دختر در اتاق هم نمی شود تا اینکه بنا به دلایلی مرد مجبور به ازدواج با دختر می شود اما به خاطر این اجبار از او متنفر می شود و هنوز هم به رابطه با مع*شوقه قبلی خود و زنان جذاب دیگر ادامه می دهد . تا روزی که دیگر تما عشقی که دختر برای همسرش احساس می کرد از بین رفته و از او تقاضای طلاق می کند

دانلود رمان خارجی عاشقانه برای او
READ

اما حالا ..بعد از یک سال و نیم ازدواج پر از دل شکستگی.. همسرش برای اولین بار ود واقعی او را می بیند ….و از طلاق دادن او امتناع می کند . اما دختر تصمیم خود را گرفته که به هر قیمتی که شده از ان ازدواج بی ثمر خود را نجات دهد

 

برای دانلود رمان زن ناخواسته از اینجا اقدام کنید :

 

5,000 تومان – خرید

 

0
0
1

خرید دانلودی این محصول

رمان عاشقانه جدید

رمان عاشقانه هات زن ناخواسته و وصله ی ناجور

دانلود رماندسته‌بندی نشدهرمان جدیدرمان خارجی

سوزان به پشت روی ملحفه های تخت خواب افتاد . نفس نفس میزد…بدنش با عرق لیز و با لذت سست بود .  هنوز هم احساس لذت بدن لاغرش را مانند موج در می نوردید .

 

الساندرو به محض اینکه لذت دونفره شان پایان یافت خودش را از او جدا کرد …از لحاظ روحی از او فاصله گرفته و کنار او به پشت دراز کشید . نفس هایش سنگین و نامنظم بودند . ترزا به یک طرف چرخید تا نیم رخ مردانه او را با انگشت هایش …با عشق و محبت… لمس کند . آرزو داشت پوست برنزه مخملی صاف او را لمس کند . اما از روی تجربه می دانست دستش رد خواهد شد

 

کلمات … همان کلماتی که هنگام رابطه خصوصی در لحظات آخر به زبان می‌آورد ….هنوز هم بعد از تمام این ماه ها در هوای بینشان شناور بود . روی روحیه اش سنگینی می کرد و بیشتر از آنچه که باید او را آزار می داد

 

”  بهم یه پسر بده ترزا …”

 

با به زبان اوردن ان کلمه به سرعت تمام خوشی را میکشت . صمیمیت لحظه را نابود می‌کرد و به او می فهماند که حرکت شان چیزی جز امری ضروری و بیولوژیکی نیست

 

… بعد از ۱۸ ماه… ترزا بالاخره متوجه شد که هیچ چیز هرگز تغییر نخواهد کرد . البته این.. یک درک ناگهانی نبود . از همان لحظه اول که کلمات را بر زبان آورد کم کم این درک به ذهن ترزا خطور کرد . ….

 

اما ترزا هم کلمات خودش را داشت… کلماتی که ماه ها بر سر زبانش بود . کلماتی که می بایست خیلی قبل‌ تر از حالا به زبان می آمدند ….کلماتی که دیگر نمی توانست آنها را در خودش بریزد . مهم نبود بر زبان اوردن انها تا چه اندازه او را میکشت

 

روی تخت خواب نشست… بدن برهنه اش هنوز هم میلرزید… زانو هایش را به قفسه سینه اش  نزدیک کرد… بازوهایش را به دور پاهایش حلقه کرد…گونه اش را روی زانویش قرار داد….و الساندرو را تا زمانی که نفس هایش آرام شدند نگاه کرد

او هم کمی میلرزید.. بدن خیره کننده اش با حالتی آرام روی تخت خواب دراز کشیده و چشم هایش بسته بودند .. اما ترزا می دانست که  خواب نیست ..او همواره چند لحظه به خود اجازه می داد تا خونسردیش را دوباره بدست آورد و سپس به طرف حمام حرکت می‌کرد…. جایی که همواره ترزا او را تصور می کرد که دارد پوست بدنش را به طور دیوانه واری می سابد تا از دست رایحه ی او خلاص شود…تا لمس دست های ترزا روی پوست برنزه اش را پاک کند

دیگر نمی توانست کلمات را در خودش نگه دارد…. با صداقت ناامیدانه ای …ناگهان کلمات از میان لب هایش بیرون جهیدند

_ من طلاق می خوام الساندرو

بدنش منقبض شد…. تک تک ماهیچه های بدنش مانند گرانیت محکم شدند… سرش را چرخاند و با نگاهی ارزیابی کننده او را نگاه کرد . چشمهایش خمار بودند و لب بالاییش با حالتی تمسخر آمیز پیچ خورده بود . با سنگدلی بی نظیری با تمسخر گفت

 

_ اما فکر میکردم عاشقمی ترزا

ترزا چشم هایش را پایین آورد . سعی کرد دردی که کلماتش در وجود او به جای گذاشته بودند را پنهان کند . وقتی مطمئن شد احساساتش را تحت کنترل دارد یک بار دیگر چشم هایش را به طرف نگاه تیره او بالا آورد . خود را مجبور کرد بگوید

_  دیگه نه..

امیدوار بود این دروغ قانع کننده به نظر برسد

_هممممم….

صدای فریبنده اش مانند خرخر گربه بود

_چه اتفاقی برای ”  همیشه عاشقت خواهم موند ساندرو ”  افتاد ؟

مطالب پیشنهادی

دیدگاه ها

avatar
فریبا
فریبا

در این سایت دوباره رمان ترحمنه میشه یا رمانا انتقال پیدا کرده سایت جدید؟

مریلا
مریلا

ببخشید دیگه رمان انلاین تو سایت نمیذارید؟؟؟

ماری
ماری

ببخشیدمیشه رمان زن ناخواسته راهم بزارین

سرور
سرور

چرا دیگ رمان جدید برای فروش نمیزارین؟

ایدا
ایدا

سلام..میشه رمان سه جلدی مونت ..اثر
مگان مارچ رو ترجمه کنید و تو سایت تون
بذارید؟..این رمان یکی از پرفروش ترین های
نیویورک تایمز بوده..جلد اول و دوم ترجمه
شده اما جلد سوم که امپراطوری پرگناه
هست..ترجمه نشده..خواهش میکنم این
رمان رو برای ترجمه انتخاب کنید

رضا رنجبر
رضا رنجبر

چرا کسی جواب منو نمیده رمانی که خریدم
چرا دانلود نمیشه این دیگه چه کاریه

رضا رنجبر
رضا رنجبر

فایل رسیده ولی دانلود نمیشه همش می
نویسه در صف

رضا رنجبر
رضا رنجبر

الان به دستم رسید خیلی ممنون از
پیگیریتون

فهرست