محبوب ترین مطالب
تابلو اعلانات

آرشیو رمان غضب

رمان عاشقانه جدید خارجی غضب قسمت هشتم

رمان عاشقانه جدید خارجی غضب قسمت هشتم  :        غضب  سعی کرد روی زمان حال متمرکز شود . دشمنش روبرویش قرار داشت و این فرصت را به دست آورده بود که حداقل از یک نفر از کسانی که به او آسیب رسانده بودند انتقام بگیرد. قلبش به طور نامنظم می تپید  .تصویر آخرین باری از الی که بعد از خیانت کردن به او از او فرار کرده بود ذهنش را پر کرد .خاطره چنان با شدت و قوی به ذهنش هجوم آورد که به خاطر هجوم احساسات یک قدم به عقب برداشت .آنقدر برای تنبیه کردن غضب و دور شدن از او عجله داشت که در را ندیده و به دیوار کوبیده شده بود .  حیوان درونش زوزه کشید. از او می خواست الی را بگیرد. دیگر زنجیرها به دست و پایش نبود و دارو  بدنش را فلج نکرده بود .بدنش منقبض شد. تک تک ماهیچه هایش منقبض شده بودند و او را دید که یک قدم به عقب برداشت. غضب نفس تندی کشید .ترس الی آنقدر قوی بود که تقریبا می‌توانست آن را  بچشد . باعث میشد غرایزش  فریاد بکشند تا از او محافظت کند اگرچه از اینکه می توانست چنین تاثیری [ . . . ]

  • 1,266 views
  • 0
  • 3 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت هفتم

رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت هفتم :        غضب در چند روز گذشته مشغول تماشا کردن خوابگاه زنان بود و از بین پنجره های شیشه ای طبقه اول چندین بار الی را دیده بود .او با زنهای  گونه ی او کار می کرد و از اینکه می‌دید زنهای گونه اش با او سرد برخورد می‌کنند احساس غرور کرده بود. تا زمانی که غم را در چهره الی دیده بود .مشاهده کردن  غم او  قلب غضب را شکسته بود .نمی بایست اهمیت بدهد اما می‌داد .وقتی او را دیده بود که ساختمان محافظت شده را به تنهایی ترک کرد حیرت زده شد. از  مکان امن دور شده بود . آیا متوجه خطری که در کمینش بود نبود ؟ که غضب او را زیر نظر دارد ؟ آیا  غرایز زنده ماندن به او تلنگر نمی زدند که غضب نزدیک است ؟ مشخصات نه .زیرا  به آرامی شروع به دویدن کرده بود و به منطقه  منزوی وارد شده بود که عملا به غضب التماس می‌کرد تا به او نزدیکتر شود. سپس ایستاد مانند اینکه منتظر اوست  . غضب عطر او را که باد به طرف اش آورده بود به درون کشیده و سپس  ناله ای کرد  [ . . . ]

  • 1,117 views
  • 0
  • 2 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه جدید غضب قسمت ششم

رمان خارجی عاشقانه جدید غضب قسمت ششم :       الی ماشین را بیرون خوابگاه پارک کرد و از آن بیرون آمد .بازوهای دردناکش را ماساژ داد و به طرف در شتافت . تقریباً به در رسیده بود که موهای پشت گردنش سیخ شدند . به آرامی چرخید و از بالای شانه اش به پشت سر نگاه کرد .مردی در زیر سایه درخت آن طرف خیابان در کمین بود .نمی توانست چهره اش را به خوبی ببیند اما می‌توانست احساس کند که او را می نگرد .می دانست که می بایست غضب باشد .الی ایستاد و به او خیره شد. وقتی هیچ کدام از آنها حرکت نکردند پایش را پس نکشید و چانه اش را بالا برد   لب هایش را گاز گرفت.با خود در تعجب بود که آیا باید به او نزدیک شود .شاید می‌بایست از اون معذرت خواهی کند و دلیل انجام کارش را به او توضیح دهد تا بداند چرا آن روز آن تصمیم را گرفته .با احساس نیاز به اینکه می بایست با او صحبت کند و این احساس ترس که شاید هنوز هم کنترل اش را به دست نیاورده دچار دودلی شد   او حرکتی نکرد و الی هم [ . . . ]

  • 1,078 views
  • 0
  • 1 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت پنجم

رمان خارجی جدید غضب قسمت پنجم :   فصل ۲ ۴۱۶ به الی غرش کرد با این کار نیش های تیزرش را به او نشان داد و متوجه شد بازوهایش در جایی که ۴۱۶ آنها را به جنگ رفته بود درد می‌کنند . الی را به پشت روی یکی از میزهای کنفرانس کوبانده بود . رویش خم شده بود .صورت خشمگینش تنها چند سانتی متر با او فاصله داشت. عصبانیت از نگاه تیره اش تراوش می‌کرد وحشت خالص سراسر بدن الی را در بر گرفت دهانش باز شد اما چیزی از آن بیرون نیامد. سعی کرد نفس بکشد. ۴۱۶ با صدای بلندتری غرید و محکم تر او را روی میز فشار داد رئیس بوریس گفت _ داری چه غلطی می کنی ؟ بزار بره الی متوجه حرکاتی در اطراف شد اما جرات نداشت توجهش را از نگاه تیره و خشمگین ۴۱۶ جدا کند .به نظر می رسید آماده است تا با دندان های تیز گلوی الی را بدرد .نیش هایش تنها چند اینچ آن طرف تر از گلوی او قرار داشتند. ضربان قلبش به حدی بالا رفته بود که می‌ترسید هر لحظه از قفسه سینه اش بیرون بزند .۴۱۶ نجات پیدا کرده بود و همان [ . . . ]

  • 1,247 views
  • 0
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت چهارم

رمان خارجی جدید غضب قسمت چهارم :     بالای سر ۴۱۶ خم شده بود . چشم های زیبا اما عصبانی اش روی او متمرکز بود . خشم از نگاهش می بارید . ترسی را که از بابت کاری که می‌خواهد با او بکند در گلویش جمع شده بود را قورت داد _واقعا متاسفم . مجبورم این کارو باهات بکنم ۴۱۶ با صدای خشن گفت _میکشمت یکی از دست هایش روی زمین کنار او افتاد _ قسم میخورم سعی می‌کرد گلویش را تکان دهد _با دستای خودم تو رو میکشم وحشت سراسر وجود او را پر کرد زیرا می دانست دقیقاً همین کار را خواهد کرد .مشخصاً داشت کنترل بدنش را به دست می آورد .او را بدقت نگاه کرد تا محلی که جاکوب از آنجا به ۴۱۶ دارو تزریق کرده بود را پیدا کند و به سرعت سوزن را به بدن او فرو کرد . بدون آنکه نگاه دیگری به ۴۱۶ بکند روی پاهایش پرید ۴۱۶ به خاطر دردی که الی به او تحمیل کرده بود خرناسه کشید به طرفه در حرکت کرد. قبل از انکه به دیوار برخورد کند صورتش را به طرف دیگر گرفت از شدت درد زانو هایش سست شد. مزه [ . . . ]

  • 1,216 views
  • 1
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه غضب قسمت سوم

 اگر  قدرت حرکات اش را به دست می آورد  الی مرده محسوب می شد . این را میدانست و احتمالاً ۴۱۶  آرزو می کرد ای کاش می‌توانست دستش به او برسد  . به خط سفیدی که روی زمین کشیده شده بود و به خط امنیتی مشهور بود نگاه کرد .برخی از گونه‌های جدید توانسته بودند یکی از زنجیرها را شکسته و به کارکنان آسیب برساند . بنابراین می‌بایست همگی پشت آن خط می ایستادند و فاصله خود را حفظ می کردند . هم اکنون الی  درون خط امنیت قرار داشت . آن هم با یکی از قوی ترین و خطرناک ترین آنها دلش می خواست فرار کند اما خود را مجبور کرد تا سر جایش بماند. او ارزش نجات دادن را داشت .سرش را تکان داد  ۴۱۶ به کمک نیاز داشت  .آرزو می کرد اثرات دارو به سرعت از بین نرود. احتمالاً قبل از آنکه بتواند برای زندگی اش التماس کند گردنش را خواهد شکست . احتمالاً می بایست از هر کسی که برای مرسیل کار میکرد متنفر باشد و دلیل بسیار خوبی هم برای آن داشت.  نشانه های قرمز ضربات مشت جاکوب  روی شکمش به چشم می‌خورد . انگشتانش را روی آنها کشاند .هیچ [ . . . ]

  • 1,199 views
  • 1
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید غضب قسمت دوم

رمان عاشقانه جدید غضب قسمت دوم :     _ الی   ناگهان سر جایش خشکش زد . با چشمهای گشاد شده به آرامی چرخید. دکتر برنور . مردی بلند قد با موهای قرمز , از یکی از اتاق ها بیرون آمد   _بله   _ اون مایع دهان رو از ۳۲۱ گرفتی؟   _ بله گرفتم   اگرچه دلش میخواست شروع به دویدن کند اما خود را مجبور کرد تا همانجا بایستد   _ خوبه , گذاشتیش توی آزمایشگاه؟   _ البته   دستش را بلند کرد و پشت گردنش را مالش داد   _ روز طولانی بود مگه نه ؟ دلت نمیخواست الان آخر هفته بود ؟ من که دلم میخواست   بی صدا در دلش به او دستور داد : خفه شو بذار من برم . شانه اش را بالا انداخت   _من از کار کردن خوشم میاد , حالا که صحبت کار شد , باید این نمونه خون رو برای آمار ببرم   _ بله البته   نگاهش روی بدن الی سر خورد   _ میخوای فردا شب برای شام با من بیرون بیای؟   برای چند لحظه از اینکه از او برای یک قرار عاشقانه درخواست کرده بود حیرت زده [ . . . ]

  • 1,387 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید غضب قسمت اول

رمان عاشقانه جدید غضب قسمت اول :   پیشگفتار     الی زیر لب زمزمه کرد   _لعنت   از پشت شیشه مردی که در اتاق کناری به دیوار زنجیر شده بود را نگاه می کرد .هر بار که به اتاق مشاهده قدم می‌گذاشت باعث افسردگی اش می شد. اما نمی توانست خود را راضی به دور ماندن کند. به خوبی می دانست که مرد نمی تواند از بین شیشه دوجداره او را ببیند. اما این احساس را داشت که دارد مستقیماً به او نگاه میکند .   نگاهش روی س*ینه برهنه و فیزیک ماهیچه ای و عالی او لغزید. وقتی که زنجیر ها را می کشید عضلات سر شانه هایش به حرکت درآمدند .. زمانی که در مقابل آنها می جنگید غضب در چهره اش به وضوح مشخص بود. احساس دلسوزی و رحم و شفقت باعث شد قلبش برای او به درد آید. بدون در نظر گرفتن آن که چه گونه آزادی و شان و منزلت او را ازش گرفته بودند , عزمی راسخ را به نمایش می گذاشت .میبایست بیهودگی رفتارش را متوجه شده باشد اما هنوز هم با این حال تقلا می‌کرد   دست الی بلند شد و قاب چوبی زیر شیشه [ . . . ]

  • 2,691 views
  • 3
  • 26 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی         خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب :   نویسنده : لوران دانر   مترجم : آنجل     گروهی از پزشکان و دانشمندان امریکایی   در حال ازمایشات زیر زمینی و غیر قانونی   ….ژن   انسانی و ژن حیوانات مختلف را با یکدیگر   ترکیب کرده و گونه جدیدی از موجودات را خلق کرده اند       این موجودات “گونه ی جدید ” نام گرفته اند …انها دارای توانایی های فرا انسانی هستد   ..دانشمندان با هدف تکثیر و فروش انها به عنوان جنگ افزار و برده …گونه های جدید را در قفس   هایی در ازمایشگاه نگه داری میکنند . انها بد ترین ازمایشات و شکنجه ها را به بهانه یافتن راهی   برای تکثیر و سنجیدن توانایی های انان به این موجودات اعمال می کنند .انها از نظر فیزیک ظاهری   و توانایی های بدنی بسیار قوی تر از انسان ها هستند . و این از انها سلاح هایی مرگ بار و   بسیار ارزشمند می سازد     گونه جدید به خاطر شکنجه ها و تحقیری که توسط دکتر ها و دانشمندان به انها اعمال شده به   شدت [ . . . ]

  • 5,224 views
  • 6
  • 26 نوامبر, 2018
ادامه مطلب