تابلو اعلانات
پیشنهادات دیگر

اخرین مطالب سایت

رمان عاشقانه بدرخش نه بسوز بخش 4

رمان عاشقانه بدرخش نه بسوز بخش 4  :       می خواستم به خاطر مسیری که افکارم در آن قرار داشتند خودم را با سیلی بزنم.. گزینه خوب برای دوست د*ختر بودن؟ آخه چه مرگمه؟ به خاطر عشق به مسیح تو الان توی وگاسی.. روی خودت کنترل داشته باش.. امشب شبی نیست که بخوای در مورد نقشه ی زندگی برنامه ریزی کنی اما رابطه موقت….. شاید… صاف نشستم و به میز نگاه کردم.گوشه ی کارت ها رو بالا گرفتم  و بهشون نگاهی انداختم او هم به سمت میز چرخید اما بیشتر از اونکه فاصله نرمالی باشه بهم نزدیک شد _حالت خوبه؟ بهش نگاه کردم و از اینکه دوباره می دیدم صورتش چقدر بهم نزدیکه تعجب کردم..البته اصلاً شکایتی نداشتم..چهره لع*نتی زیبایی داشت _نه.. من عالیم چرا؟ لبخند کج و شیطنت امیزی که باعث میشد تمام بدنم آتیش بگیره به آرومی روی لبهاش شکل گرفت _ به نظر یکم عصبی می آی نفسم رو بیرون دادم _ بخاطر اینکه تو به طرز لع*نتی خوش قیافه ای همون ثانیه ای که کلمات از دهنم بیرون اومدن اون ها رو شنیدم و به خودم پیچیدم _واقعا من الان اون حرف و با صدای بلند گفتم؟ _مطمئن نیستم….فکر می [ . . . ]

  • 426 views
  • 0
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت چهارم

رمان خارجی جدید غضب قسمت چهارم :     بالای سر ۴۱۶ خم شده بود . چشم های زیبا اما عصبانی اش روی او متمرکز بود . خشم از نگاهش می بارید . ترسی را که از بابت کاری که می‌خواهد با او بکند در گلویش جمع شده بود را قورت داد _واقعا متاسفم . مجبورم این کارو باهات بکنم ۴۱۶ با صدای خشن گفت _میکشمت یکی از دست هایش روی زمین کنار او افتاد _ قسم میخورم سعی می‌کرد گلویش را تکان دهد _با دستای خودم تو رو میکشم وحشت سراسر وجود او را پر کرد زیرا می دانست دقیقاً همین کار را خواهد کرد .مشخصاً داشت کنترل بدنش را به دست می آورد .او را بدقت نگاه کرد تا محلی که جاکوب از آنجا به ۴۱۶ دارو تزریق کرده بود را پیدا کند و به سرعت سوزن را به بدن او فرو کرد . بدون آنکه نگاه دیگری به ۴۱۶ بکند روی پاهایش پرید ۴۱۶ به خاطر دردی که الی به او تحمیل کرده بود خرناسه کشید به طرفه در حرکت کرد. قبل از انکه به دیوار برخورد کند صورتش را به طرف دیگر گرفت از شدت درد زانو هایش سست شد. مزه [ . . . ]

  • 442 views
  • 1
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید بدرخش نه بسوز  بخش سه

رمان عاشقانه جدید بدرخش نه بسوز بخش سه :     فصل ۵ کلی گفت اوه جیز ویز..بیا یه نگاهی به این مکان بنداز-  چرخید و با  کندیک رو به رو شد… به سختی میتونست جلوی  نیشخندی رو که راهشو به سمت صورتش باز می کرد بگیره تو این کارو کردی؟-  کندیک مثل یک گربه چشیر نیشخند زد -البته که  من کردم… فکر می کنی کی واسه مهمونی مجردیت توی  یک سوئیت شیک و باکلاس برات اتاق رزرو میکنه …به جز من؟ به آرومی روی بازوش زدم اینی که گفتی یعنی چی؟- چمدونمو درست وسط اتاق گذاشتم -اوه..هیچی… به غیر از اینکه اگه برنامه با تو بود احتمالاً الان داشتیم توی الیو- گارنر  شام میخوردیم و ساعت ده میرفتیم خونه سرمو براش  تکون دادم خیلی خوش شانسی که الان کفش پاشنه بلند پات کردی- انگشتهاشو مدل صلیب روی هم گذاشت عقب وایسا… نمیخوام بچه دانمو  این ور اون ور بچرخونی ….امشب برنامه دارم- با صدای بلند خندیدم چیتو؟- پوزخندی زد… کمی چونه اشو  بالا گرفت -بچه دانمو..هر روز احتمال داره *م شروع بشه . اما می خوام تا جایی که ممکنه عقبش بندازم . دوست ندارم وقتی وضعیت قرمزه توقف یک شبه داشته باشم  براش [ . . . ]

  • 438 views
  • 0
  • 29 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی لیندا هوارد بخش سه

رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی لیندا هوارد بخش سه :     کلمات ضربه سختی به او وارد کردند. استیو هرگز به او نیاز نداشت.. جی بیش از اندازه احساساتی بود …چیزهای بیشتری از او و از رابطه شان می خواست که در توان استیو نبود تا به کسی هدیه دهد….او همواره میخواست در رابطه شان  از لحاظ جسمی و ذهنی کمی فاصله ایجاد کند …همواره به  جی می گفت “او را خفه میکند”زمانی که برای اولین بار آن کلمات را بر سر او فریاد کشیده بود را به یاد آورد ….و سپس مردی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود را در ذهن تجسم کرد…. یک بار دیگر حس غیر واقعی بودن به او دست به آرامی سرش را تکان داد ا-ستیو انسان انزواطلبیه . باید اینو از روی مشخصاتی  که در موردش خوندی فهمیده باشی . اون به من نیاز نداره . و زمانی هم که بیدار بشه به من نیاز نخواهد داشت ….و احتمالا از این که کسی از او مراقبت کنه هیچ خوشش نمیاد…. چه برسه به همسر سابقش -زمانی که بیدار بشه بسیار سردرگم و آشفته خواهد بود. تو مثل خط زندگی برای او می مونی ..تنها صورتی که میشناسه [ . . . ]

  • 578 views
  • 1
  • 29 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه غضب قسمت سوم

 اگر  قدرت حرکات اش را به دست می آورد  الی مرده محسوب می شد . این را میدانست و احتمالاً ۴۱۶  آرزو می کرد ای کاش می‌توانست دستش به او برسد  . به خط سفیدی که روی زمین کشیده شده بود و به خط امنیتی مشهور بود نگاه کرد .برخی از گونه‌های جدید توانسته بودند یکی از زنجیرها را شکسته و به کارکنان آسیب برساند . بنابراین می‌بایست همگی پشت آن خط می ایستادند و فاصله خود را حفظ می کردند . هم اکنون الی  درون خط امنیت قرار داشت . آن هم با یکی از قوی ترین و خطرناک ترین آنها دلش می خواست فرار کند اما خود را مجبور کرد تا سر جایش بماند. او ارزش نجات دادن را داشت .سرش را تکان داد  ۴۱۶ به کمک نیاز داشت  .آرزو می کرد اثرات دارو به سرعت از بین نرود. احتمالاً قبل از آنکه بتواند برای زندگی اش التماس کند گردنش را خواهد شکست . احتمالاً می بایست از هر کسی که برای مرسیل کار میکرد متنفر باشد و دلیل بسیار خوبی هم برای آن داشت.  نشانه های قرمز ضربات مشت جاکوب  روی شکمش به چشم می‌خورد . انگشتانش را روی آنها کشاند .هیچ [ . . . ]

  • 422 views
  • 1
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )         نویسنده : لین گراهام   مترجم : پی _ جی     دانلود رمان عاشقانه جدید ترجمه شده زن قرار دادی       خلاصه رمان :       داستان درباره دختریست که پدر و مادرش قصد     دارند از یکدیگر جدا شوند, در واقع پدرش آنها را به خاطر دختری جوان ترک کرده و حالا از آنها می   خواهد خانه و مغازه شان را بفروشند و سهم او را بدهند تا با همسر جدیدش بتواند زندگی کند     در واقع گل فروشی مادرش منبع درآمد اندکی برای آنهاست و همین حالا هم نمی توانند از عهده   بسیاری از قبض های شان بربیایند . پدرشان آنها را تهدید کرده که اگر خانه را نفروشند به دادگاه   از آنها شکایت خواهد کرد . اوضاع زندگی آنها بسیار وخیم است . از طرفی نمی‌توانند از عهده   خرج و مخارج زندگی برایند و از طرف دیگر مادرش به خاطر این خیانت پدر بسیار افسرده و غمگین   است . تا جایی که به خاطر اندوه طلاق مریض شده     در این [ . . . ]

  • 5,958 views
  • 10
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت سوم

رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت سوم :     لادویکا با لحنی گرم گفت _ بسیار خوشحالیم که تونستی بیایی روکو دست دانته را تکون داد _باید به خاطر سلیقه بینظیرت بهت تبریک بگم.. همسر آینده ات بسیار شگفت انگیز به نظر میرسه کاملا واضح بود که برای خوب و دلپذیر به نظر رسیدن از حد خود فراتر می رفتند. اگرچه برای یک رئیس تازه بسیار خوب بود که زیر دست هایش تا این اندازه مشتاق به خوشحال کردن او باشند .دانته سرش را تکان داد و دستش را دوباره پشت من قرار داد …به سادگی گفت _ بله هست و من تنها لبخند زدم …لادویکا دستم را فشرد _وقتی فهمیدیم دانته تورو انتخاب کرده بسیار خوشحال شدیم. بعد از تمام سختی هایی که کشیدی کاملا عادلانه است که سرنوشت برات جبران کنه مطمئن نبودم چه جوابی به او بدهم. شاید تنها داشت صادقانه صحبت میکرد. اگرچه گفتنش سخت بود.. زیرا آنها بسیار تلاش کرده بودند که جینا را به همسری دانته درآورند _ مچکرم این لطف شما رو میرسونه سپس ما را به اتاق پذیرایی راهنمایی کردند. صدای خنده و صحبت کردن از داخل به گوش می‌رسید . وقتی به اتاق پذیرایی وارد [ . . . ]

  • 809 views
  • 2
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی) بخش دو

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی) بخش دو :     نمی توانستم جلوی خنده خودمو بگیرم با توجه به اون مسیج احمقانه و اینکه به محض برگشتن اولین کاری که باید بکنم اینه که وسایل و ات و آشغال هاش رو جمع کنم و به آپارتمانش بفرستم… اگرچه اینکه کمد ام رو یک باره دیگه تماما برای خودم پس بگیرم خیلی خوب خواهد شد وانمود کردم جواب رو نمدونم فقط پرسدم و چرا باید برونو بیضه خودش رو با عمل جراحی در بیاره؟- کلی  شونه اش رو بالا انداخت فکر می کنم به خاطر اینکه تستسترون زیادی داشته یا یه همچین چیزی- کندیک دوباره  خورناسه  کشید..با خنده یکم خم شد.. حالا دیگه خنده هاش از کنترل خارج شده بودند سر جام نشستم و یک پام رو روی دیگری انداختم -فکر می کنم سوزنی که از بازار سیاه تهیه کرده بود و به خودش تزریق کرد باعث مریضی اون پایین شد و باعث شد یکی از انها چروک بشه و بیفته  حالا دیگه   کندیک با صدای بلند  میخندید و وقتی که سعی می کرد جلوی قاه قاه خنده اش رو بگیره  صداهای غیره جذابی مثل صدای خوک  از خودش در [ . . . ]

  • 461 views
  • 0
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد بخش دو

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد بخش دو :       پین به او نگاه کرد -توی سابقه پزشکیش نوشته شده موهای قهوه ای و چشمهای قهوه ای برای لحظه ای اهمیت آن در ذهنش ثبت نشد…سپس چشمهایش گشاد شدند… او هیچ حس  آشنایی در مورد این مرد نداشت…. اما هنوز هم به خاطر توفان احساساتی که در درون او به وجود آورده بود گیج شده بود…بله  برایش احساس دلسوزی می کرد اما همچنین بهتی آمیخته با احترام نسبت به او احساس میکرد..این که او هنوز هم زنده است و دارد می جنگد ….احترام  عمیقی  نسبت به او به خاطر آن همه عزم و اراده و دل و جرات  احساس می‌کرد با صورتی رنگ پریده و صدایی  خیلی آرام  گفت -پس اون باید استیوباشه مگه نه؟  برقی از آرامش  از صورت پین گذشت.اما قبل از آنکه  جی  بتواند مطمئن باشد.. محو شد. پین سرش را تکان داد -من  به آدمها مون  اطلاع میدم که هویتش رو تایید کردی.. اون استیو کراسفیلده …………………………….. فصل ۲ زمانی که صبح روز بعد جی  بیدار شد… کاملا بدون حرکت در تختخواب دراز کشیده بود..به اطراف اتاق ناآشنای  هتل خیره شد… و سعی می کرد از اتفاقات گذشته سر در بیاورد. اتفاقات روز [ . . . ]

  • 547 views
  • 0
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید غضب قسمت دوم

رمان عاشقانه جدید غضب قسمت دوم :     _ الی   ناگهان سر جایش خشکش زد . با چشمهای گشاد شده به آرامی چرخید. دکتر برنور . مردی بلند قد با موهای قرمز , از یکی از اتاق ها بیرون آمد   _بله   _ اون مایع دهان رو از ۳۲۱ گرفتی؟   _ بله گرفتم   اگرچه دلش میخواست شروع به دویدن کند اما خود را مجبور کرد تا همانجا بایستد   _ خوبه , گذاشتیش توی آزمایشگاه؟   _ البته   دستش را بلند کرد و پشت گردنش را مالش داد   _ روز طولانی بود مگه نه ؟ دلت نمیخواست الان آخر هفته بود ؟ من که دلم میخواست   بی صدا در دلش به او دستور داد : خفه شو بذار من برم . شانه اش را بالا انداخت   _من از کار کردن خوشم میاد , حالا که صحبت کار شد , باید این نمونه خون رو برای آمار ببرم   _ بله البته   نگاهش روی بدن الی سر خورد   _ میخوای فردا شب برای شام با من بیرون بیای؟   برای چند لحظه از اینکه از او برای یک قرار عاشقانه درخواست کرده بود حیرت زده [ . . . ]

  • 513 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان قرار مدار خصوصی نوشته شری توماس ( دانلود رمان عاشقانه جدید )

دانلود رمان قرار مدار خصوصی ( دانلود رمان عاشقانه جدید )       نویسنده : شری توماس   مترجم : پی_جی     خلاصه ای از داستان رمان قرار مدار خصوصی   نوشته شری توماس :        داستان درباره دختر جوانی است که  مصمم   است هر طور شده با مردی اشرف زاده   ازدواج کند و برای رسیدن به هدفش از هیچ نقشه و نیرنگی فروگذاری نمی کند.  بلاخره تلاش   هایش مثمر ثمر واقع شود و مرد نجیب زاده ای را  وادار به ازدواج با خود میکند . اما از شانس بد او   نجیب زاده   درست شب قبل از ازدواج در مهمانی مجردی اش بر اثر نوشیدن زیاد و غم ازدواج با دختر , خود را   از بالای پشت بامی به پایین پرت کرده و به ملکوت اعلا می پیوندد      دختر با شنیدن ماجرا بسیار اندوهگین می شود . یاس و ناامیدی او را در بر گرفته زیرا دیگر نمی   تواند نجیب‌زاده ای را با شرایط ایده‌آل نامزدش پیدا کند تا بتواند او را وادار به ازدواج با خود کند .       در این بین پسر عموی نامزد مرحومش برای ادای احترام به [ . . . ]

  • 2,065 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی) بخش یک

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی) بخش یک :     فصل اول بهم میگن دختر اهل پارتی. به هر حال این چیزیه که روی دعوت نامه نوشته شدم.. و من رو با این اسم مخاطب قرار داده: دختر اهل پارتی…ما بهت نیاز داریم.. فردا ساعت ۱ بعد از ظهر فرودگاه باشد..در مرکز پیشخوان بلیط دلتا…یا از این به بعد کاری می کنم همه به اسم لجن بشناسنت.. باهات شوخی نداریم… ناامیدم نکن..و به یاد داشته باش اجازه داری بهت خوش بگذره و همه چیزو در مورد اون دوست عوضیت-پوک-  فراموش کنی.. به خاطر اینکه چیزهایی که توی وگاس اتفاق می افتند توی وگاس هم میمونن… کاملاً دوستت دارم… بهترین دوستت  کلی.. و نه کندی بهترین دوستت نیست..منم…دوباره دوستت دارم…بهترین دوستت کلی دعوت نامه رو روی میز قرار دادم و با صدای بلند توی دفترم گفتم -امکان نداره..هرگز چنین چیزی اتفاق نمی افته رابی دستیارم پرسید -چی قرار نیست اتفاق بیفته؟ بیشتر شبیه یک مادر همسایه کناری می مونه..بزار اعتراف کنم..واقعاً روی اعصابمه.. باید اسمش رو میذاشتم رو اعصاب.. اما پلاک اسمی که روی میزش قرار داره نوشته: رابی مجری اجرایی هاروی-گراسمن وکنتو-ال ال پی-در حالی که یک لیوان داغ قهوه [ . . . ]

  • 768 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1174" align="aligncenter" width="408"] دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1007" align="aligncenter" width="484"] دانلود رمان کنترل شده[/caption]    نام کتاب رمان : ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )     نویسنده : لین گراهام[caption id="attachment_247" align="alignleft" width="370"] دانلود ...
سعید جوشنی 5
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)      نویسنده : ال کاسی  مترجم : ستاره ابی  خلاصه ای از متن ...
سعید جوشنی 5
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )  نویسنده : لیندا هوارد  مترجم : مریم . ر  خلاصه کتاب ...
سعید جوشنی 5
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی     خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب : نویسنده : لوران دانر مترجم : آنجل  گروهی از پزشکان ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست    خلاصه داستان :   رمان درباره داستان زندگی زنی است که همسرش را از دست ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن    خلاصه داستان :   کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگی خود را برای مخاطب ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق   خلاصه کتاب :   نام رمان :رمان مرثیه ی عشق (جلد اول) نویسنده :ترنم بهار یهدا دختری شوخ و شیطونه که ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج    خلاصه کتاب :  بعد از مرگ پدرش گیتا  به عنوان وارث او شناخته می شود اما ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی   خلاصه داستان :   بالرینی زیبا خودکشی می‌کند و در مراسم خاکسپاری.. خواهرش که کاملاً به او شبیه است ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان    خلاصه داستان : تارا پدر خود را در تصادف از دست می‌دهد و مادرش به خاطر تصادف مجبور میشود ...
سعید جوشنی 5