تابلو اعلانات
پیشنهادات دیگر

اخرین مطالب سایت

رمان عاشقانه بدرخش نه بسوز بخش هفت

فصل ۲۵ صدای بالا آمدن پاهای چکمه پوش از پله ها باعث شد تا از خواب بیدار بشم. به سرعت روی تخت نشستم .سعی می کردم به خاطر بیارم کدوم جهنمی  هستم  دارم چه غلطی می کنم ؟ زمنی که به بدنم نگاه کردم دیدم هنوز کاملاً لباس هایی که باهاشون سفر کردم رو به تن دارم …نه تنها لباس بلکه یک عالمه گرد و غبار که حالا عرق کرده بودم و باعث شده بود به سراسر بدنم بچسبه عروسک احمقانه ای رو محکم توی مشت گرفته بودم… اوه لعنت …با بردلی تماس نگرفته بودم …عروسک رو روی میز قرار دادم و به سرعت کیفم رو برداشتم ..تلفن همراهم رو بیرون آوردم… باتری نداشت و من شارژر رو توی اتاق هتل جا گذاشته بودم ….احساس آسودگی خاطر من رو در بر گرفت…. و زمنای که فهمیدم به این خاطر از اینکه بهانه خوبی دارم که بردلی تماس نگرفتم خوشحالم …ترسیدم از اینکه با اون صحبت کنم احساس خوبی نداشتم و این به خاطر این نبود که دلم نمیخواد بردلی از کارهایی که می‌کنم باخبر بشه …به تمام چیزی که می تونستم فکر کنم این بود که اون تا چه اندازه از رابی متنفره و اینکه [ . . . ]

  • 503 views
  • 0
  • 3 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه بدرخش نه بسوز بخش شش

به دسر اخم کردم. لعنت بهت پای سیب…پای سیب دسر مورد علاقه منه. خیال داشتم تلفن بزنم و به هتل برگردم تا زمانی که پای سیب و جلوم گذاشت و اون صحبت دیوانه وار درباره بستنی رو شروع کرد این روزا دیگه کی بستنی خانگی درست میکنه ؟ احتمالاً این آخرین شانس منه که بتونم بستنی خانوادگی داشته باشم میو اخمی کرد _از پای سیب خوشت نمیاد ؟ چشم هام بیرون زدن.. احساس خجالت می کردم _نه..منظورم اینه که آره…من عاشقتم پای سیبم اما متاسفم داشتم به این فکر میکردم که وقت ندارم و باید به هتل برگردم. با لبخند گفت _البته که وقت داری. فقط یک دقیقه وقت میبره تا واست یه تیکه توی بشقاب بزارم _گفت وقت نداره مامان مک فقط به مادرش نگاه می‌کرد نه به من. بنابه دلایلی باعث می‌شد دلم بخواد با لگد بهش بزنم میو به پسرشاخم کرد _گستاخ نباش مک.. اون مهمان ما ئه.. اگه از پای سیبی خوشش میاد پس مطمئن میشم که حتماً امشب یکی بخوره به سمت من چرخید _و به علاوه میتونی امشب اینجا بمونی به همسرش نگاه کرد _مگه نه انگوس عزیزم؟ _البته که همینطوره ما اینجا یک عالمه اتاق داریم با فکر [ . . . ]

  • 384 views
  • 0
  • 3 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت هفتم

رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت هفتم :        غضب در چند روز گذشته مشغول تماشا کردن خوابگاه زنان بود و از بین پنجره های شیشه ای طبقه اول چندین بار الی را دیده بود .او با زنهای  گونه ی او کار می کرد و از اینکه می‌دید زنهای گونه اش با او سرد برخورد می‌کنند احساس غرور کرده بود. تا زمانی که غم را در چهره الی دیده بود .مشاهده کردن  غم او  قلب غضب را شکسته بود .نمی بایست اهمیت بدهد اما می‌داد .وقتی او را دیده بود که ساختمان محافظت شده را به تنهایی ترک کرد حیرت زده شد. از  مکان امن دور شده بود . آیا متوجه خطری که در کمینش بود نبود ؟ که غضب او را زیر نظر دارد ؟ آیا  غرایز زنده ماندن به او تلنگر نمی زدند که غضب نزدیک است ؟ مشخصات نه .زیرا  به آرامی شروع به دویدن کرده بود و به منطقه  منزوی وارد شده بود که عملا به غضب التماس می‌کرد تا به او نزدیکتر شود. سپس ایستاد مانند اینکه منتظر اوست  . غضب عطر او را که باد به طرف اش آورده بود به درون کشیده و سپس  ناله ای کرد  [ . . . ]

  • 407 views
  • 0
  • 2 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت ششم

رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت ششم :       دلم می خواست یک زن واقعی باشم .یک همسر واقعی و برخلاف آنتونیو می دانستم دانته به خوبی از عهده تکمیل ازدواج بر خواهد آمد .اما این همچنین یک مشکل هم بود اگر دانته متوجه شود من یک باکره هستم چه ؟ آیا می توانستم این را از او پنهان کنم ؟ شاید اگر از او می خواستم برق ها را خاموش کند ان موقع می توانستم بهانه‌ای پیدا کنم اما اگر آن را احساس کند به او چه بگویم؟ باید به حرف بیبیانا گوش می دادم و از شرش خلاص می شدم اما قسمت رمانتیک من دلش نمی خواست باکرگیم را به یک اسباب بازی تقدیم کنم وقتی دانته در اتاق خواب را باز کرد و به من اشاره کرد تا وارد شوم افکارم از هم پاره شدند .از او گذشتم. با هر حرکت… لباس عروسی ام به آرامی حرکت می‌کرد .به سرعت به او نیم نگاهی انداختم تا حس و حالش را بسنجم اما مانند همیشه نمی شد از چهره اش چیزی خواند . تخت خواب بزرگ از چوب سیاه و ملحفه های سیاه درست شده بود برای لحظه ای با خود [ . . . ]

  • 744 views
  • 0
  • 2 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان زنجیر وظیفه قسمت پنجم ( رمان عاشقانه ترجمه شده جدید )

رمان زنجیر وظیفه قسمت پنجم ( رمان عاشقانه ترجمه شده جدید ) :       دانته لبخند زورکی تحویلم داد _میدونم مکث کردم _آیا خوشحال هستی؟ می دانستم سوال پرمخاطره ای است. به طور کاملا واضح چهره اش در هم فرو رفت _ البته که من از این اتحاد راضی هستم منتظر این بودم تا چیز بیشتری بگوید اما بقیه رانندگی در سکوت سپری شد .نمی‌خواستم ازدواجمان را با دعوا شروع کنم بنابراین آن را نادیده گرفتم .وقتی از ماشین پیاده شدیم و به طرف در ورودی رفتیم دانته دستش را پشت کمرم قرار داد و گفت _ خیلی زیبا به نظر میرسی والنتینا به او نیم نگاهی انداختم اما نگاه او مستقیم به سمت جلو بود. شاید متوجه شده که در ماشین تا چه اندازه به سردی رفتار کرده و حالا احساس گناه می‌کند سالن رقص هتل به زیبایی با گل های سفید و صورتی تزیین شده بود . همانطور که راه مان را میان خوشحالی مهمانان مان به طرف جایگاهمان باز میکردیم دانته دستش را پشت کمرم قرار داده بود .روی میزی که پدر و مادرم و همچنین پدر و مادر دانته و خواهرش به همراه شوهرش روی آن نشسته بودند نشستیم [ . . . ]

  • 689 views
  • 0
  • 2 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه جدید غضب قسمت ششم

رمان خارجی عاشقانه جدید غضب قسمت ششم :       الی ماشین را بیرون خوابگاه پارک کرد و از آن بیرون آمد .بازوهای دردناکش را ماساژ داد و به طرف در شتافت . تقریباً به در رسیده بود که موهای پشت گردنش سیخ شدند . به آرامی چرخید و از بالای شانه اش به پشت سر نگاه کرد .مردی در زیر سایه درخت آن طرف خیابان در کمین بود .نمی توانست چهره اش را به خوبی ببیند اما می‌توانست احساس کند که او را می نگرد .می دانست که می بایست غضب باشد .الی ایستاد و به او خیره شد. وقتی هیچ کدام از آنها حرکت نکردند پایش را پس نکشید و چانه اش را بالا برد   لب هایش را گاز گرفت.با خود در تعجب بود که آیا باید به او نزدیک شود .شاید می‌بایست از اون معذرت خواهی کند و دلیل انجام کارش را به او توضیح دهد تا بداند چرا آن روز آن تصمیم را گرفته .با احساس نیاز به اینکه می بایست با او صحبت کند و این احساس ترس که شاید هنوز هم کنترل اش را به دست نیاورده دچار دودلی شد   او حرکتی نکرد و الی هم [ . . . ]

  • 379 views
  • 0
  • 1 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه خارجی دروغ های مصلحتی بخش پنج

رمان عاشقانه خارجی دروغ های مصلحتی بخش پنج :     فصل ۸ بعد از تاخیری کوتاه.. تقریبا نیمه های بعد از ظهر بود که جت خصوصی از فرودگاه ملی واشنگتن به پرواز در آمد…خورشید در آسمان رنگ پریده ی زمستان تقریباً غروب کرده بود..امکان نداشت بتوانند آن شب به کابین برسند…بنابراین فرانک ترتیبی داده بود تا شب را در کلرادو اسپرینگ بگذرانند.جی کنار یک پنجره نشسته بود..همانطور که به منظره ی زیر پایش نگاه می کرد… بدون این که در واقع آن را نگاه کند..تمام بدنش از تنش پر شده بود. این احساس را داشت که از یک زندگی به زندگی کاملا متفاوت دیگری قدم گذاشته…که هیچ پلی برای برگشت وجود ندارد. حتی به خانواده اش اطلاع نداده بود که قرار است کجا برود.اگرچه آنها خانواده چندان نزدیکی نبودند…اما بالاخره از محل زندگی یکدیگر با اطلاع بودند… این کریسمس موفق نشده بود هیچ یک از اعضای خانواده اش را ملاقات کند… زیرا در اتاق بیمارستان کنار استیو مانده بود…و حالا به نظر می رسید پیوندی قطع شده استیل کنار او نشسته بود. همانطور که برخی از روزنامه های تازه را مطالعه می‌کرد پاهای کشیده و قوی اش را دراز کرده بود.کاملا جذب مطالب روزنامه [ . . . ]

  • 515 views
  • 0
  • 1 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی بدرخش نه بسوز بخش پنج

رمان خارجی بدرخش نه بسوز بخش پنج :       فصل بیست ایان گفت _اووپسس… بفرما که رفت.. دوباره و زمانی که به سمت عقب سکندری خوردم منو گرفت.. منو مثل یک بچه بلند کرد و به داخل خونه برد و از اون بالا منو روی مبل پرت کرد. همانطور که روی مبل بالا و پایین می رفتم سرم به یه طرف خم شد..اونقدر احساس دل پیچه می‌کردم که میترسیدم توی پذیرایی شون بالا بیارم.زمانی که بالاخره حرکت بدنم ایستاد به سقف خیره شدم.چند بار آب دهنم رو قورت دادم تا کنترلم رو بدست بیارم.بالا نیار… بالا نیار.. زنی که به نظر می رسید در دهه پنجم زندگیش باشه ظاهر شد و بالای سرم ایستاد..موهای قهوه ایش رو با حالت شلی بالای سرش بسته بود و عینکش رو روی موهاش زده بود.. توی دستش مایع زرد رنگ درخشانی وجود داشت _بیا خوشگلم یکم از اینو بهنوش روی میز کنار من نشست پرسیدم _ ضد یخه؟ با صدای بلند خندید _ضد یخ.. این اسم جدیدی بود.تهمت های زیادی بهم زده شده ولی هرگز لقب مسموم کننده مهمانها با مایع ماشین ها رو به دست نیاورده بودم… زود باش… اینو بالا بکش..تمام آب بدنت رفته با [ . . . ]

  • 425 views
  • 0
  • 1 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت پنجم

رمان خارجی جدید غضب قسمت پنجم :   فصل ۲ ۴۱۶ به الی غرش کرد با این کار نیش های تیزرش را به او نشان داد و متوجه شد بازوهایش در جایی که ۴۱۶ آنها را به جنگ رفته بود درد می‌کنند . الی را به پشت روی یکی از میزهای کنفرانس کوبانده بود . رویش خم شده بود .صورت خشمگینش تنها چند سانتی متر با او فاصله داشت. عصبانیت از نگاه تیره اش تراوش می‌کرد وحشت خالص سراسر بدن الی را در بر گرفت دهانش باز شد اما چیزی از آن بیرون نیامد. سعی کرد نفس بکشد. ۴۱۶ با صدای بلندتری غرید و محکم تر او را روی میز فشار داد رئیس بوریس گفت _ داری چه غلطی می کنی ؟ بزار بره الی متوجه حرکاتی در اطراف شد اما جرات نداشت توجهش را از نگاه تیره و خشمگین ۴۱۶ جدا کند .به نظر می رسید آماده است تا با دندان های تیز گلوی الی را بدرد .نیش هایش تنها چند اینچ آن طرف تر از گلوی او قرار داشتند. ضربان قلبش به حدی بالا رفته بود که می‌ترسید هر لحظه از قفسه سینه اش بیرون بزند .۴۱۶ نجات پیدا کرده بود و همان [ . . . ]

  • 517 views
  • 0
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه خارجی جدید لوتاری خون آشام ( رمان ترجمه شده جدید )

دانلود رمان عاشقانه خارجی جدید لوتاری خون آشام     نویسده : کرسلی کول       مترجم : ستاره ابی       خلاصه داستان :     دانلود رمان عاشقانه …… لوتاری یکی از     قویترین خون آشام های دنیای لور است . برای آن که به قدرت بی حدی برسد و   بتواند تمامی دشمنانش را شکست دهد و قسم هایی که برای مادرش خورده را عملی سازد از   خط قرمز خون آشام ها گذشته و مستقیماً از بدن قربانی هایش خون نوشیده و آنها را به قتل   رسانده .     مشخصه چنین خون آشامی قدرت بی نظیر… چشمهای قرمز و خطر دیوانگیست     لوتاری احساس می‌کند که در مرز دیوانگی قرار دارد و هر لحظه امکان دارد برای همیشه دیوانگی   بر او چیره شود اما هنوز هم هدف هایی دارد که به آنها نرسیده بنابراین به دنبال پیدا کردن راه   چاره ای به یک ساحره مراجعه میکند. ساحره پیشگویی میکند که لوتاری با به دست آوردن جفت   روحی که سرنوشت برای او در نظر گرفته نه تنها دیوانگی را برای همیشه از خود دور می کند   بلکه می تواند قدرت بسیار بیشتری به [ . . . ]

  • 2,898 views
  • 2
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت چهارم

رمان عاشقانه جدید زنجیر وظیفه قسمت چهارم :     بیبیانا لبش را گاز گرفت _فکر می کنم بتونم . حالا که دیگه زن رئیس شدی توماسو به سختی می تونه بگه نه _ دقیقا به طرف آریا برگشتم _لوکا کجاست ؟ می خواست با پدر و مادرم درباره ازدواج متیو و جینا صحبت کنه از اونچه که باید بیشتر طول کشیده آیا آنها ازدواج را کنسل میکنند؟ اگر اینگونه باشد به رسوایی سال تبدیل خواهد شد . نمی توانستم تصور کنم چنین ریسکی را بپذیرند , مهم نبود جینا تا چه اندازه از این ازدواج ناراضی باشد . دانته میانه درگاه اتاق نشیمن ظاهر شد , چشم هایش روی من بود . _ فکر می کنم باید برم بیبیانا و آریا را بغل گرفتم و به طرف دانته به حرکت افتادم , روبه رویش ایستادم _داریم میریم ؟ دانته بطور آشکاری منقبض و عصبی به نظر می رسید _ بله , اما اگه میخوای بمونی میتونی با پدر و مادرت برگردی اینگونه به شایعات بیشتری دامن زده خواهد شد , نمیتوانی در یک مهمانی با نامزدت ظاهر شوی و بدون او از آنجا خارج شوی _ فکر نمی‌کنم حرکت عاقلانه ای باشه از حالت [ . . . ]

  • 855 views
  • 2
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی بخش چهار

رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی بخش چهار :     بلند شد و بیرون رفت.. فرانک برای لحظه ای همانجا ایستاد و به لیوان درون دستانش خیره شد.. با توجه به چیزی که همین الان گفت میدانست که جی احساس کرده که دارند با او بازی می کنند اما هنوز هم به آنها اجازه می‌داد تا این کار را بکنند چونکه استیو برای او بسیار مهم بود. می‌بایست در مورد این واقعه اخیر با مردم صحبت کند و با خودش در تعجب بود چه اتفاقی خواهد افتاد.. آنها روی مشارکت رضایت مندانه استیو حساب کرده بودند روی قابلیت ها و توانایی‌هایش. حالا می بایست اجازه دهند تا مانند یک بچه بی پناه در خیابان ها به راه افتاد..زیرا نمی توانست خطر را تشخیص دهد…یا می بایست این خطر را به جان بخرند و در مورد چیزهایی به او اطلاع دهند که باعث می‌شد روند بهبودی اش عقب گرد کند. دکترش گفته بود ناراحت کردن او بدترین کاری است که میتوانند انجام دهند. او می بایست آرامش و آسودگی داشته باشد. می‌بایست احساساتش با ثبات و پایدار بمانند.تحت این شرایط ممکن بود خاطراتش زودتر باز گردند.مهم نبود مرد چه تصمیمی بگیرد..استیو در خطر بود…و اگر استیو [ . . . ]

  • 574 views
  • 0
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1174" align="aligncenter" width="408"] دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1007" align="aligncenter" width="484"] دانلود رمان کنترل شده[/caption]    نام کتاب رمان : ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )     نویسنده : لین گراهام[caption id="attachment_247" align="alignleft" width="370"] دانلود ...
سعید جوشنی 5
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)      نویسنده : ال کاسی  مترجم : ستاره ابی  خلاصه ای از متن ...
سعید جوشنی 5
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )  نویسنده : لیندا هوارد  مترجم : مریم . ر  خلاصه کتاب ...
سعید جوشنی 5
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی     خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب : نویسنده : لوران دانر مترجم : آنجل  گروهی از پزشکان ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست    خلاصه داستان :   رمان درباره داستان زندگی زنی است که همسرش را از دست ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن    خلاصه داستان :   کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگی خود را برای مخاطب ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق   خلاصه کتاب :   نام رمان :رمان مرثیه ی عشق (جلد اول) نویسنده :ترنم بهار یهدا دختری شوخ و شیطونه که ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج    خلاصه کتاب :  بعد از مرگ پدرش گیتا  به عنوان وارث او شناخته می شود اما ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی   خلاصه داستان :   بالرینی زیبا خودکشی می‌کند و در مراسم خاکسپاری.. خواهرش که کاملاً به او شبیه است ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان    خلاصه داستان : تارا پدر خود را در تصادف از دست می‌دهد و مادرش به خاطر تصادف مجبور میشود ...
سعید جوشنی 5