محبوب ترین مطالب
تابلو اعلانات
دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1174" align="aligncenter" width="408"] دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1007" align="aligncenter" width="484"] دانلود رمان کنترل شده[/caption]    نام کتاب رمان : ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )     نویسنده : لین گراهام[caption id="attachment_247" align="alignleft" width="370"] دانلود ...
سعید جوشنی 5
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)      نویسنده : ال کاسی  مترجم : ستاره ابی  خلاصه ای از متن ...
سعید جوشنی 5
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )  نویسنده : لیندا هوارد  مترجم : مریم . ر  خلاصه کتاب ...
سعید جوشنی 5
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی     خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب : نویسنده : لوران دانر مترجم : آنجل  گروهی از پزشکان ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست    خلاصه داستان :   رمان درباره داستان زندگی زنی است که همسرش را از دست ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن    خلاصه داستان :   کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگی خود را برای مخاطب ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق   خلاصه کتاب :   نام رمان :رمان مرثیه ی عشق (جلد اول) نویسنده :ترنم بهار یهدا دختری شوخ و شیطونه که ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج    خلاصه کتاب :  بعد از مرگ پدرش گیتا  به عنوان وارث او شناخته می شود اما ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی   خلاصه داستان :   بالرینی زیبا خودکشی می‌کند و در مراسم خاکسپاری.. خواهرش که کاملاً به او شبیه است ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان    خلاصه داستان : تارا پدر خود را در تصادف از دست می‌دهد و مادرش به خاطر تصادف مجبور میشود ...
سعید جوشنی 5

اخرین مطالب سایت

رمان خارجی عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت دوازدهم

رمان خارجی عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت دوازدهم  :          دانته را دیدم که مانند دفعه پیش از تخت خواب دور شد. سپس لامپ حمام روشن شد و دانته داخل آن ناپدید شد. اگرچه در را پشت سرش نبست  به سرعت از تخت خواب پایین آمدم و او را دنبال کردم. مقابله دوش ایستاده بود .مردد پرسیدم  _میخوای دوش بگیری؟ دانته از سرشانه به من نگاه کرد _ بله اگه میخوای میتونی به من ملحق بشی  با آسودگی خاطر با شتاب پیش او رفتم . در شیشه ای حمام را برایم باز نگه داشته بود و من زیر باران آب داغ خزیدم .این اولین باری بود که می توانستم به صورت واضح بدن او را تماشا کنم و واقعا منظره تماشایی بود  دانته به من پشت کرد تا صابون را بردارد .روی کتفهایش  تاتو شده بود. از دیدن آن متعجب شدم. واقعاً به او نمی آمد از آن نوع مرد هایی باشد که  اهل تاتو باشند. با صدای بلند نوشته را خواندم  _  هیچ خوبی روی زمین نیست. گناه فقط یک اسمه. بیا شیطان. درخت ممنوعه این زمینه  دانته با من روبرو شد. حالت غیرقابل خوانایی روی چهره اش بود. پرسیدم _ به [ . . . ]

  • 2,394 views
  • 2
  • 9 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت دوازدهم

رمان خارجی جدید غضب قسمت دوازدهم :     غضب با شنیدن نامش که به آرامی صدا زده شد کمی از جا پرید. نفهمیده بود که کسی نزدش آمده .این نشان می‌داد چقدر به نگاه کردن به الی داخلی خوابگاه وسواس پیدا کرده . سرش را به اندازه کافی چرخاند تا به اسلید نگاه کند _ وسواس تو نسبت به انسان داره کم کم منو میترسونه. باید اینو به جاستیک گزارش بدم ؟ _نه نگاه غضب دوباره به خوابگاه زنانه کشیده شد. به طرف الی که روی مبل با چند تا از زنان آنها نشسته بود. یکی از آنها چیزی گفت و الی به او خندید. آرزو می کرد کاش میدانست دلیل تفریح او چیست _ فقط دارم اونو چک می کنم _ باید بیخیالش بشی. به من گفتن چرا برای مرسیل کار میکرده. میتونم نیاز تو رو برای انتقام گرفتن درک کنم اما اون دشمن ما نیست. غضب دهانش را بسته نگه داشت. اینگونه بهتر بود که دوستش فکر کند دلیل این که او در تاریکی پنهان شده و از آن طرف خیابان دارد زنی که افکار او را به خود اختصاص داده و او را مسحور خود کرده را تماشا می‌کند. نمی توانست [ . . . ]

  • 1,188 views
  • 0
  • 9 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت یازدهم

رمان خارجی عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت یازدهم :        حتی متوجه نشدم  آن شب دانته کی به تخت خواب آمد اما طرف او در تخت خواب ژولیده بود . پس می‌بایست در آن خوابیده باشد. حالا که یک مانع بین من و دانته خراب شده بود احساس سبکبالی بیشتری میکردم.اما خودم را با این باور که همه چیز در رابطه ما درست شده مسخره نمی کردم .فکر نمیکردم حالا دانته ناگهان به شوهری مهربان و عاشق پیشه تبدیل شو.د آن طور که وقتی جوانتر بودم فکر میکردم  اگرچه آنتونیو از لحاظ فیزیکی نیازهای مرا برآورده نمی‌کرد اما او دوست من بود و ما محرم اسرار یکدیگر بودیم. همواره با یکدیگر وقت صرف می کردیم و من در ازدواجم هرگز احساس تنهایی نمی کردم. میدانستم در ازدواج دومم چنین چیزی صحت نخواهد داشت. حتی اگر دانته نیازهای جسمی مرا برآورده کند مطمئناً زمانی طولانی طول خواهد کشید تا واقعاً به عنوان شریک زندگی یکدیگر با هم زندگی کنیم  بعد از آن که دوش گرفتم و دامن کوتاه مورد علاقه ام و لباس سفیدی به تن کردم به یکی از اتاق های مهمان حرکت کردم که حالا پر از جعبه هایی بود که هنوز وقت [ . . . ]

  • 2,219 views
  • 0
  • 8 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه خارجی زنجیر وظیفه قسمت دهم

رمان عاشقانه خارجی زنجیر وظیفه قسمت دهم :       فصل نه  آن شب دانته به تخت خواب نیامد. مدت زیادی منتظر ماندم. قادر نبودم بخوابم .به خاطر اتفاقی که افتاده بود خیلی گیج  بودم. پذیرفته بود که مرا می خواست .مرا لمس کرده بود. اما سپس خودش را عقب کشید .چرا ؟ وقتی صبح روز بعد بیدار شدم آن طرف تخت خواب سر جای او دست نخورده باقی مانده بود و وقتی به اتاق غذاخوری وارد شدم ..روزنامه اش تا خورده کنار بشقابی تمیز قرار داشت. با نگرانی به دفترش نزدیک شدم. داخل اتاق ساکت بود. در زدم . سپس بدون آنکه منتظر پاسخ باشم وارد شدم. نمی خواستم به او فرصت هم تا دیوارهای دفاعی اش را بالا بیاورد.شاید اگر او را غافلگیر کنم بتوانیم به جایی برسیم. پشت میز چوبی تیره ای ایستاده بود و وقتی  برای اولین بار وارد دفترش شدم  چشم هایش را  باریک کرد. شاید فکر می کرد دوباره با وارد شدن به دفترش به حریم خصوصی او تجاوز کرده ام  چشمهایم به قاب عکسی که روی میز بود کشیده شد .عکسی از یک زن  که داشت لبخند میزد. مشخص بود که وقتی وارد اتاق شده‌ام باعجله آن [ . . . ]

  • 2,278 views
  • 0
  • 7 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی جدید غضب قسمت یازدهم

رمان خارجی جدید غضب قسمت یازدهم :       چهار نفر از زنان گونه‌های جدید تلویزیون نگاه می کردند که الی از اتاق نشیمن گذشت و به طرف آسانسور حرکت کرد. وقتی منتظر آسانسور بود متوجه شد همگی دارند او را نگاه می کنند. زنی که نزدیکتر به او نشسته بود ناگهان ایستاد. پره های بینی اش گشاد شد .هوای اطراف را بو کرد و سپس اخم کرد _ حالت خوبه ؟ اینکه آنها به احساسات او اهمیت می‌دادند برایش شوکه کننده بود _ خوبم.. اما متشکرم که پرسیدید… شب بخیر به طرف در آسانسور رو کرد تا از نگاه او اجتناب کند. چشم هایش را بست و خودش را در آغوش گرفت به یک دوش آب گرم و یک نوشیدنی قوی و یکی از آن گریه های قدیمی درست و حسابی نیاز داشت .بالاخره در آسانسور باز شد .چشمهایش را باز کرد و داخل آن قدم گذاشت. چرخید تا دکمه طبقه خودش را فشار دهد و به سرعت نفسش را حبس کرد ۴ تا از زنان گونه‌های جدید همراه با او وارد آسانسور شدند و همگی چشم هایشان را به روی او باریک کرده بودند .با صدای بلند هوای اطراف او را بو [ . . . ]

  • 1,124 views
  • 0
  • 6 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت نهم

رمان عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت نهم :        در طی شام  به ندرت با یکدیگر صحبت کردیم .دانته راجع به اتفاقی که افتاده بود حرفی به میان نیاورد و من هم قطعاً چیزی نگفتم. بعد از آنکه زیتا بشقاب های شام را  تمیز کرد  دانته ایستاد و گفت _ کارهای بیشتری دارم که باید انجامشون بدم  البته که داشت. در سکوت سرم را تکان دادم و به طرف کتابخانه به راه افتادم. اگر اوضاع به همین منوال پیش برود در مدت زمان اندکی زبان روسی را یاد خواهم گرفت.بعد از گذشت چند دقیقه نمی‌توانستم تمرکز کنم .کلمات جلوی چشمم رژه می رفتند. بالاخره تسلیم شدم و اتاق را ترک کردم. نیم نگاهی به طرف دفتر دانته انداختم اما هیچ نوری از زیر در بیرون نمی آمد. شاید به تخت خواب رفته بود. به طرف پلکان به راه افتادم اما حرکاتی را از گوشه ی چشمم مشاهده کردم. در اتاق نشیمن باز بود و به وضوح می توانستم دانته را که روی مبل روبه روی شومینه نشسته بود و وی*سکی می نوشید ببینم  . در نظر داشتم به طرف او بروم و معذرت‌خواهی کنم اما چهره عبوسش باعث شد منصرف شوم. در عوض به [ . . . ]

  • 2,173 views
  • 0
  • 6 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه غضب قسمت دهم

رمان عاشقانه غضب قسمت دهم :        الی چشمهایش را باز کرد و به سر تیره غضب نگاه کرد. نفس  داغش پوست بدنش را گرم میکرد. آرزو می کرد ای کاش می توانست دست هایش را دور بدن او حلقه کند و او را محکم در آغوش بگیرد.  بعد از آنکه الی به او اجازه داده بود تا با او عشق ورزی کند غضب برای اولین بار در تمام زندگی اش بهشت را شناخته بود. عشق ورزیدن به او بهتر از چیزی بود که تصور می کرد .می توانست به او اعتیاد پیدا کند .ممکن بود همین حالا هم اعتیاد پیدا کرده باشد .او یک انسان بود. واقعاً مال او نبود. می‌بایست این را به خاطر داشته باشد. اگرچه بسیار ارزو می کرد می توانست او را هم اینگونه به تخت خواب خود ببندد و تا جایی که می‌تواند به او عشق بورزد اما می دانست که نمی تواند این کار را انجام دهد .وقتی دیگران متوجه غیبتش شوند کسی به دنبالش خواهد گشت.  با وجود اینکه هر چقدر به او لذت بدهد می دانست که الی از اینکه زندانی شود متنفر است .خودش می دانست که زندانی و محدود بودن چه احساسی [ . . . ]

  • 1,203 views
  • 0
  • 5 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت نهم

رمان عاشقانه خارجی غضب قسمت نهم :       غضب از اینکه تا چه اندازه احمق بوده که به الی اعتماد داشته رنج می برد. حتی قبل از آن حادثه ..نگهبان ها به خاطر اینکه غضب به الی.. هر بار که به سلولش وارد می‌شد غرش نمی کرد او را دست می انداختند .کلمات ناگوار و خشن و اتهامات آنها را که به او اتهام می‌زدند که دلش می‌خواهد با زن انسان  بخوابد را تحمل میکرد  طعنه های سنگدلانه آنها راجع به اینکه الی هرگز دلش نمی‌خواهد یک حیوان با او بخوابد او را آزار میداد. اما الی  نقطه ضعف او بود .بعد از آن روز احساس خیانت به طور عمیقی او را  زخمی کرده بود .ماه ها  از او متنفر بود. به خاطر شکنجه ای که دیده بود او را سرزنش می کرد .الی او را روی زمین رها کرده بود و نگهبان ها را به سراغ او فرستاده بود تا او را دوباره به دیوار زنجیر کنند و به ادامه شکنجه بپردازند  انسانها مخلوقاتی سنگدل و فریبکار بودند .او قبلاً یک بار درباره الی  اشتباه قضاوت کرده بود .خاطره دردناک بلایی که سرش آورده بود قلبش را پاره پاره می‌کرد .غضب به [ . . . ]

  • 1,153 views
  • 0
  • 4 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت هشتم

رمان عاشقانه زنجیر وظیفه قسمت هشتم :       فصل ۷ اگر فکر می کردم صحبت دیشبم با دانته در رفتار او تغییری به وجود می اورد یا اینکه حتی دلش بخواهد با من صحبت کند سخت در اشتباه بودم .مانند دیروز بعد از صبح بخیر گفتن کوتاهی پشت روزنامه اش ناپدید شد. حال و حوصله این را نداشتم تا برای جلب توجه او بجنگم . از ادامه بی علاقه گی اش نسبت به خودم گیج و صدمه خورده بودم چندین میوه برداشتم و چند جرعه قهوه نوشیدم سپس عذر خودم را خواستم. وقتی از اتاق غذاخوری بیرون رفتم دانته حتی از روی روزنامه سرش را بالا نگرفت. معمولاً ممکن بود از او بپرسم ایا دلش می‌خواهد یکی از مردهای او را به عنوان بادیگارد به خانه بیبیانا ببرم. اما عصبانی تر از این حرفها بودم م.ن گواهینامه رانندگی داشتم .انتونیو بعد از انکه با یکدیگر ازدواج کردیم دلش میخواست یک گواهینامه بگیرم .که چیز معمولی برای مردهای دنیای ما نبود .بعد از انکه کتم را پوشیدم و کیفم را برداشتم به طرف گاراژ رفتم . دانته کلیدهای خانه و گاراژ را به من داده بود. از بین سه ماشینی که انجا قرار داشتند [ . . . ]

  • 2,194 views
  • 0
  • 4 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی لیندا هوارد بخش آخر

    رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی لیندا هوارد بخش آخر :         استیو نمی توانست در جواب به او لبخند بزند. بدجور او را می خواست..دلش می خواست صدای او را بشنود که آن کلمات را در گوشش زمزمه می کند. به او… نه به یک روح…همانطور که او را در آغوش می کشید گفت _بهم بگو دوسم داری جی خود را به او چسباند.. دستهایش را در موهایش فرو کرد _دوست دارم استیو به آرامی شروع به بوسیدن او کرد _دوست دارم زمزمه کرد _دوباره جی انقدر غرق در احساسات شده بود که دلش میخواست نام او را صدا بزند.. اما دوست نداشت دیگر او را استیو صدا بزنند و جرات نداشت نام لوکاس را بر زبان بیاورد..بنابراین لب هایش را گاز گرفت تا از حرف زدن خودداری کند..با صدای خشن از او خواست _بهم بگو عاشقمی _عاشقتم همانطور که به او عشق می ورزید گفت _دوباره _ دوست دارم دلش می خواست نامش را از زبان او بشنود… اما چنین چیزی از او دریغ شده بود..به خود قول داد که در آینده..زمانی که همه چیز حل و فصل شد.. او را دوباره در آغوش خواهد کشید و این بار [ . . . ]

  • 1,399 views
  • 8
  • 4 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه دروغ های مصلحتی بخش شش

از این که کاری کند تا او کنترلش را از دست بدهد و عصبانی شود خوشش میامد..به طریقی بنیادی هیجان انگیز بود که شاهد باریک شدن آن چشم های آبی..مانند چشم های یک گربه شوی..این آخرین نشانه ای بود از اینکه نتوانسته جی را آنقدر اذیت کند که مجبور به حمله شود.روزی که در جنگل فکر کرده بود او یک غریبه است و میان برفها به او حمله کرده بود..عصبانیتش او رامبهوت کرده بود… و تعادل او را به هم زده بود.. اما همچنین او را هیجان زده نیز کرده بود…بیشتر آدم هایی که جی را بشناسند ممکن است هرگز فکر نکنند که قادر به بروز چنان عصبانیتی باشد یا اینکه از لحاظ فیزیکی با کسی مبارزه کند… این حرکت چیزهای زیادی راجع به او به استیو می گفت… راجع به آن روی دیگر احساساتی و آتشی مزاج شخصیتی اش.. راجع به این که چگونه باید آن شخصیت او را رو کند… احتمالا انسانهای کمی می‌توانستند او را عصبانی کنند.. اما به خاطر اینکه جی او را دوست داشت..  پس استیو می توانست این کار را انجام دهد و بعد از اینکه او را ت*حریک کرد تا عصبانی شود… آنقدر با او کشتی می‌گرفت و [ . . . ]

  • 1,134 views
  • 0
  • 4 دسامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان عاشقانه جدید خارجی غضب قسمت هشتم

رمان عاشقانه جدید خارجی غضب قسمت هشتم  :        غضب  سعی کرد روی زمان حال متمرکز شود . دشمنش روبرویش قرار داشت و این فرصت را به دست آورده بود که حداقل از یک نفر از کسانی که به او آسیب رسانده بودند انتقام بگیرد. قلبش به طور نامنظم می تپید  .تصویر آخرین باری از الی که بعد از خیانت کردن به او از او فرار کرده بود ذهنش را پر کرد .خاطره چنان با شدت و قوی به ذهنش هجوم آورد که به خاطر هجوم احساسات یک قدم به عقب برداشت .آنقدر برای تنبیه کردن غضب و دور شدن از او عجله داشت که در را ندیده و به دیوار کوبیده شده بود .  حیوان درونش زوزه کشید. از او می خواست الی را بگیرد. دیگر زنجیرها به دست و پایش نبود و دارو  بدنش را فلج نکرده بود .بدنش منقبض شد. تک تک ماهیچه هایش منقبض شده بودند و او را دید که یک قدم به عقب برداشت. غضب نفس تندی کشید .ترس الی آنقدر قوی بود که تقریبا می‌توانست آن را  بچشد . باعث میشد غرایزش  فریاد بکشند تا از او محافظت کند اگرچه از اینکه می توانست چنین تاثیری [ . . . ]

  • 1,266 views
  • 0
  • 3 دسامبر, 2018
ادامه مطلب