محبوب ترین مطالب

آواره … گرسنه … ناامید … و بیچاره . 

دوئه هیچ خاطره ای از اینکه کی هست و از کجا اومده نداره …

 

 یک خلافکار حرفه ای تازه از زندان آزاد شده . کینگ کسیه که هرگز دلت نمیخواد پا توی کفشش بکنی مگه این که آماده باشی که با خونت … گوشتت … و تمام و جونت بهاش رو پرداختنی … یا با هر سه ی اون ها .

 

 

 وقتی دوئه  بیدار میشه میبینه کف خیابون توی اشغال ها افتاده . بدون اینکه هیچ خاطره ای از اینکه چطور به اینجا رسیده … اسمش چیه یا حتی چه قیافه ای داره داشته باشه . وقتی پلیس اون رو پیدا میکنه بهش میگه که اون احتمالا یک دختر فراری و خیابانی بوده که بعد از مورد سوء استفاده قرار گرفتن توی آشغال ها پرترت شده .

  روزها با گرسنگی و بدون سرپناه زیر بارون و آفتاب توی خیابون سپری می شه . بدون اینکه جایگاه و سرپناهی داشته باشه . هیچ کس رو نمی شناسه و حتی خودش رو هم نمیشناسه … فقط میدونست باید با تمام وجود در برابر سختی های طبیعت و همچنین آدم های منحرفی که توی پارک در کمین دختر های های بی پناه هستند باشه  . بعد از چند روز تحمل گرسنگی و مریضی … روی یه نیمکت توی پارک بیهوش میشه . یکی از فاحشه های معتادی که توی پارک مشغول به تن ف*روشی بوده اونو پیدا میکنه و به خونه خودش میاره

بهش میگه اگه میخواد زنده بمونه باید به همراه اون به یه جشن مهمانی بازگشت به خونه … که برای یکی از خلافکار ترین آدم های شهر برگزار میشه برن و اونجا یکی رو پیدا کنه تا از اون خوشش بیاد و بتونه ازش محافظت کنه و سرپناهی بهش بده .

 ترس تمام وجودش رو گرفته بود اما هیچ چاره دیگه ای نداشت . یا می بایست توی آشغالها جون بده یا تمام تلاشش رو بکنه تا برای خودش یه حامی پیدا کنه .

 بنابر این پیشنهاد دختر رو قبول می کنه و با هم به مهمونی میرن … اما وقتی که مرد های اونجا رو میبینه به سرعت می فهمه که به هیچ عنوان امکان نداره که بتونه توجه هیچ کدوم از اونها رو به خودش جلب کنه … یا حتی مطمئن نیست که دلش بخواد واقعا این نقشه رو عملی کنه .

 اما به طور ناخاسته توجه یکی رو جلب کرده بود … کسی که همه اونو رئیس خطاب می کردن … کسی که تاریکی درونش چنان عمیق رشد کرده بود که دیگه هیچ شباهتی به انسان نداشت …  تبدیل به خود شیطان شده بود .

کینگ بی رحم … خشن … و بدون هرگونه احساسات انسانی بود . زیر پا گذاشتن قانون برای اون مثل نفس کشیدن و آدم کشی … گاهی اوقات به تفریح اون تبدیل می شد . وقتی چشمهای بی گناه و معصوم دوئه رو میبینه  … تاریکی درونش دوباره بیدار می شه . دلش میخواد که اون رو تصاحب کنه … اون رو خراب کنه …

 

⇐برای دانلود رمان کینگ اینجا را کلیک کنید



مطالب مرتبط

دیدگاه ها

  • فاطمه ژوئن 25, 2019 :: 12:34 ب.ظ

    سلام چرا رمان کامل نیست قشنگ بود تگه
    میدونستم کامل نیست دانلودش نمیکردم

    • رز ژوئن 26, 2019 :: 7:27 ب.ظ

      سلام رمان دو جلدی هست و جلد اول کامله

  • ciel جولای 5, 2019 :: 7:21 ق.ظ

    سلام آیا جلد دومش در دست ترجمه هست یا
    نه؟ لطفا هر وقت اینطوری رمان چند جلدی
    هست که موضوعش به هم مربوطه و دنباله
    داره اعلام کنید. واقعا حس بدیه که
    داستان نصفه بمونه.

    • رز جولای 5, 2019 :: 10:34 ق.ظ

      بله جلد دوم در دست ترجمه هست . در خصوص قسمت دوم کامنتتون هم . . چشم حتما اطلاع داده میشه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *