محبوب ترین مطالب

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

 

 

 

دانلود رمان کنترل شده

دانلود رمان کنترل شده

 

 

 

نام کتاب رمان : کنترل شده      
مترجم : مریم . ر
نویسنده : کریستین کالیان

 

ژانر کتاب رمان : عاشقانه.. رمانتیک.. کل کلی.. طنز …هم خونه ای

 

خلاصه رمان :

 

رمانی بسیار زیبا پر از کل کلی و خنده و حوادث جالب

 

من یه دختر وراج و شیطون……….اون یه عوضی از خود راضی و متکبر و عصا قورت داده

 

به سوفی یک پیشنهاد کاری از طرف شرکتی در لندن داده می شود . هنگامی که به فرودگاه

 

رفته تا سوار هواپیما شود متوجه می شود بلیط او به بلیط درجه یک ارتقاع داده شده … نمی

 

تواند متوجه شود دلیلش چیست اما با خود تصمیم می گیرد حالا که چنین شانسی نصیبش شده

 

به خوبی از ان استفاده کند و از امکانات قسمت فرست کلاس هواپیما لذت ببرد……

 

 

همه چیز به خوبی پیش می رود تا اینکه ……….مردی متکبر و از خود راضی روی صندلی کناری او

 

می نشیند که بشدت از اینکه سوفی کنارش نشسته ناراحت است و نمی تواند او را تا پایان سفر

 

تحمل کند

 

 

این حقیقت که سوفی دختر حاضر جوابی است هم به این قضیه کمکی نمی کند …پس سعی

 

می کند او را نادیده بگیرد…اما نادیده گرفتن چنین دختر شاد و سرخوشی کار اسانی نیست …..

 

 

سوفی به شدت از رفتار مرد از خود راضی و مغروری که کنارش نشسته ناراحت می شود اما

 

تصمیم می گیرد به جای انکه ناراحتی اش را نشان دهد تلافی اش را سر او دربیاورد…..می داند

 

که تنها باید این چند ساعت پرواز او را تحمل کند . … و بعد از ان دیگر مجبور نیست هرگز او را

 

ببیند .. با این فکر در سر ….شهامتش بیشتر شده و با گستاخی سر به سر او می گذارد…

 

 

اما……..سرنوشت چیز دیگری برای انها در نظر گرفته……………..

 

 

گوشه های از متن کتاب رمان :

 

 

سوفی 

 

 

اون آدمهایی که همیشه به نظر می رسه مرغ شانس گونه ی اونها رو میبوسه میشناسی

 

؟ اونهایی که فقط به خاطر حاضر شدن سر کار ترفیع مقام میگیرند ؟  که همیشه جایزه ی قرعه

 

کشی ها رو برنده میشن ؟  اون آدم هایی که ۱۰۰ دلار پول نقد روی زمین پیدا می کنند

 

؟ آره….من جزو اونها نیستم.  و احتمالاً بیشتر ما نیستیم…. مرغ شانس  یه عوضی تبعیض گرئه

 

 

اما امروز ؟ مرغ شانس بالاخره چشاشو سمت من چرخوند.

 

 

 و من دوست دارم از شدت قدردانی روی زمین بیفتم و سجده کنم.  چون که امروز برای سفر به

 

لندن بلیط ام به بلیط درجه یک هواپیما ارتقا پیدا کرده…. شاید به خاطر شلوغی  قسمت درجه

 

سه باشه…  کی میدونه چرا بین این همه آدم من رو انتخاب کردند….اما اینکارو کردند….بلیط

 

درجه یک لعنتی…. عزیزم احساس می کنم سرگیجه دارم…عملاً روی صندلیم دارم میرقصم

 

 

و.. اوه…چه صندلی زیبایی هم هست…چرم کرمی  و پنل چوبی-  اگرچه فکر می کنم برای

 

مسایل امنیتی چوب بدلی باشه – نه اینکه اهمیتی داشته باشه . با غلاف کمربند ایمنی زیبا و

 

محل مکعبی کوچک برای جای کیف و کفش ها… یک بار…چراغ مطالعه واقعی….و یک تلویزیون

 

صفحه تخت بزرگ

 

 

با آهی از سر رضایت روی صندلی نشستم…صندلی من کنار پنجره است…که به وسیله ی

 

شیشه ای مات… که با لمس یک دکمه میتونم اونو پایین و بالا ببرم…بخش منو از همسایه کناریم

 

جدا می کنه…یا صندلی من و صندلی کناریم می تونه با دیوار شیشه ای مات از چشم بقیه

 

صندلی‌های راهرو جدا شده و به یک کابین دنج و راحت تبدیل بشه… منو به یاد کوپه های لوکس

 

قطار های قدیمی میندازه

 

 

من جزء یکی از اولین نفراتی هستم که سوار هواپیما شده پس تسلیم وسوسه شدم و از همه

 

امکانات خوبی که برام گذاشته شده بود استفاده کردم: شکلاتهای نعنایی… جوراب های

 

پشمی…. ماسک خواب…و..اوه… یک کیف پر از محصولات مراقبت از پوست….

 

 

بعدش شروع کردم به بازی کردن با دکمه های صندلی… پنل شیشه‌ای رو بالا و پایین می

 

کشیدم…تا اینکه با صدایی شوم……..صفحه یک اینچ بالاتر از قسمت جدا کننده صندلی ها ثابت

 

شد و هر کاری می کردم از بالا اومدن خودداری می‌کرد….

 

 

با حالتی چاپلوسانه خودم رو عقب کشیدم و با درآوردن کفش‌ها و مطالعه منوی فرست کلاس

 

خودم رو مشغول کردم . منوی طولانیه و همه چیز به نظر لذیذ میرسه… اوه مرد….بعد از این چطور

 

میتونم به غذاهای – یا گوشت گاو یا مرغ سوخاری – ارزان‌ قیمت قسمت اقتصادی  برگردم ؟ 

 

 

با خودم در بحث و جدل بودم که آیا باید یک کوکتل شامپاین سفارش بدم یا یک لیوان شراب

 

سفید… که صدای مرد رو شنیدم…..

 

 

صدایی عمیق با لهجه ی بریتانیایی سرد و خشک….و بسیار بسیار عصبانی

 

 

_اون زن روی صندلی من چه کار میکنه ؟

 

 

گردنم سفت شد..اما به سمت بالا نگاه نکردم… فکر می کنم منظورش من باشم… صداش از یک

 

جایی بالای صندلی من به گوش میرسه… و  به جز من بقیه مسافرهای قسمت فرست کلاس

 

همگی مرد هستند

 

 

و اون داره اشتباه میکنه… اشتباه اشتباه اشتباه…. من سر جای خودم نشستم.. دوبار بلیطم رو

 

چک کردم..خودم رو نیشگون گرفتم..و دوباره بلیط رو چک کردم… اونموقع بالاخره روی صندلی

 

نشستم..میدونم جایی نشستم که میبایست بنشینم.. اگرچه نمی دونم چطور…

 

 

هی..وقتی به پیشخوان بلیط رفتم و بهم اطلاع دادند که بلیط درجه یک دارم…. من هم به اندازه

 

ی بقیه شگفت زده شدم….هیچ جوره امکان نداره حالا به قسمت درجه سه برگردم

 

 

 با دست محکم منو رو  فشار دادم….. وانمود کردم دارم منو رو میخونم و صفحات اونو ورق

 

میزدم…..در این مرحله واقعاً داشتم استراق سمع میکردم…. جواب مهماندار هواپیما آنقدر آهسته

 

بود که شنیده نمی‌شد اما جواب اون نه..

 

_من به صراحت دو صندلی در این پرواز  رزرو کردم.. دوتا… به این دلیل ساده که کنار کس دیگه ای

 

نمیشینم؟

 

 

خب این دیگه خیلی…… رو به انحطاط گرایانه است ؟ خیلی فاسد ؟ ناپاکه؟ به شدت تقلا می

 

کردم جلوی خودمو بگیرم و با صورت شکلک در نیارم…کی همچین کاری میکنه ؟ واقعا اینقدر

 

ناخوشاینده که کنار کسی دیگه ای بشینی ؟ آیا این مرد قسمت اقتصادی رو دیده ؟  اونجا ما

 

میتونیم موهای دماغ همدیگه رو بشماریم…اینجا صندلی من اینقدر بزرگ که من به اندازه یک پا از

 

صندلی احمق اون فاصله دارم. 

 

 

مهماندار هواپیما با صدای مخملی و گربه مانند ی  جواب داد

 

 

_ خیلی متاسفم قربان

 

 

چه واکنش عجیب و غریبی اون باید عصبانی بشه…..شاید به خاطر سیاست کاری:  پای مسافر

 

های درجه یک رو ببوس چونکه اون عوضی ها یه عالمه پول دادن تا اینجا باشن….باشه؟

 

 

_پرواز امروز خیلی شلوغه و تمام صندلی ها رزرو شدند

 

 

مرد با عصبانیت پاسخ داد

 

 

_به این دلیله که من دو صندلی رزرو کردم

 

 

 

دانلود رمان کنترل شده :           

IRT 5,000 – خرید
                   



مطالب مرتبط

دیدگاه ها

  • مرضیه ژانویه 28, 2019 :: 2:04 ب.ظ

    وای خیلی وقت بود که منتظر این رمان
    بودم و باید بگم ارزشش رو داشت خیلی
    زیبا و سرگرم کننده بود واقعا خوندنش
    حالمو خوب کرد مرسی از مترجم

    • رز ژانویه 28, 2019 :: 2:10 ب.ظ

      ممنون از لطف شما

  • Nik فوریه 1, 2019 :: 12:43 ب.ظ

    سانسور شدس رمان هایی که تو این
    سایته؟

  • بتول فوریه 4, 2019 :: 11:58 ق.ظ

    سلام ، واقعا عالی و زیبا بود . ممنون از سایت خوبتون

  • نیلوفر روته فوریه 25, 2019 :: 12:32 ق.ظ

    با سلام و تشکر از شما به خاطر وب سایت خوب و رمان های زیبایی که دارید. ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید چطور می توانم از خارج از ایران برای
    خرید رمان های شما پرداخت آنلاین انجام بدهم. من یکی از طرفدارهای پروپاقرص دنیای رمان هستم و خیلی وقت است که میخواهم رمان لوتاری خون
    آشام و رمان کنترل شده را بخوانم اما به دلیل سکونت در آمریکا کارت بانکی ام پذیرفته نمیشود. خواهش میکنم شرایطی فراهم کنید تا بتوانم این دو رمان
    خریداری کنم. با تشکر از شما

    • رز فوریه 25, 2019 :: 9:07 ق.ظ

      با تشکر از لطف شما ..بررسی میشه

  • Camelia آوریل 11, 2019 :: 9:29 ب.ظ

    سلام رز جان. این رمان خیلی خیلی قشنگ
    بود.عاشقش شدم. میشه خواهش کنم از این
    نویسنده یه رمان دیگه هم ترجمه کنین؟ 💐

    • رز آوریل 11, 2019 :: 9:43 ب.ظ

      سپاسگزار از لطف شما ، پیشنهادتون در نظر گرفته میشه

      • Camelia آوریل 11, 2019 :: 11:45 ب.ظ

        خیلی ممنونم ❤️💐

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *