تابلو اعلانات
پیشنهادات دیگر

اخرین مطالب سایت

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )           نویسنده : کریستین اشلی   مترجم :ستاره ابی   ژانر : عاشقانه ,رمانتیک     خلاصه کتاب رمان :      انیا در حادثه ای پدر و مادرش را ار سنین کودکی از دست می دهد . حالا تنها خود را دارد و می   بایست برای گذران زندگی روی پای خود بایستد . اگرچه کار اسانی نیست اما تمام تلاش خود را   می کند تا زندگی شرافت مندانه ای داشته باشد     او به همراه دو دوست دیگرش که یکی از انها در جست و جوی مردی پولدار برای ازدواج است و   دیگری دختری منطقی و قوی ست زندگی می کند     شبی بنا به درخواست دوستش ساندرین به مهمانی در خانه مجلل پسری که چشم دوستش را   گرفته می روند .. اما او با ان لباس های ارزانش به انجا تعلق ندارد   سعی می کند خود را در گوشه ای پنهان کند ..تا اینکه مرد از در وارد میشود     ابهت و جذبه او به سعت انیا را مجذوب خود می کند اما همچنین مرد به خاطر برگزار شدن   [ . . . ]

  • 2,116 views
  • 12
  • 31 ژانویه, 2019
ادامه مطلب
دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )             نام کتاب رمان : کنترل شده       مترجم : مریم . ر نویسنده : کریستین کالیان   ژانر کتاب رمان : عاشقانه.. رمانتیک.. کل کلی.. طنز …هم خونه ای   خلاصه رمان :   رمانی بسیار زیبا پر از کل کلی و خنده و حوادث جالب   من یه دختر وراج و شیطون……….اون یه عوضی از خود راضی و متکبر و عصا قورت داده   به سوفی یک پیشنهاد کاری از طرف شرکتی در لندن داده می شود . هنگامی که به فرودگاه   رفته تا سوار هواپیما شود متوجه می شود بلیط او به بلیط درجه یک ارتقاع داده شده … نمی   تواند متوجه شود دلیلش چیست اما با خود تصمیم می گیرد حالا که چنین شانسی نصیبش شده   به خوبی از ان استفاده کند و از امکانات قسمت فرست کلاس هواپیما لذت ببرد……     همه چیز به خوبی پیش می رود تا اینکه ……….مردی متکبر و از خود راضی روی صندلی کناری او   می نشیند که بشدت از اینکه سوفی کنارش نشسته ناراحت است و نمی تواند او را تا پایان سفر [ . . . ]

  • 1,125 views
  • 4
  • 27 ژانویه, 2019
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه خارجی جدید لوتاری خون آشام ( رمان ترجمه شده جدید )

دانلود رمان عاشقانه خارجی جدید لوتاری خون آشام     نویسده : کرسلی کول       مترجم : ستاره ابی       خلاصه داستان :     دانلود رمان عاشقانه …… لوتاری یکی از     قویترین خون آشام های دنیای لور است . برای آن که به قدرت بی حدی برسد و   بتواند تمامی دشمنانش را شکست دهد و قسم هایی که برای مادرش خورده را عملی سازد از   خط قرمز خون آشام ها گذشته و مستقیماً از بدن قربانی هایش خون نوشیده و آنها را به قتل   رسانده .     مشخصه چنین خون آشامی قدرت بی نظیر… چشمهای قرمز و خطر دیوانگیست     لوتاری احساس می‌کند که در مرز دیوانگی قرار دارد و هر لحظه امکان دارد برای همیشه دیوانگی   بر او چیره شود اما هنوز هم هدف هایی دارد که به آنها نرسیده بنابراین به دنبال پیدا کردن راه   چاره ای به یک ساحره مراجعه میکند. ساحره پیشگویی میکند که لوتاری با به دست آوردن جفت   روحی که سرنوشت برای او در نظر گرفته نه تنها دیوانگی را برای همیشه از خود دور می کند   بلکه می تواند قدرت بسیار بیشتری به [ . . . ]

  • 2,874 views
  • 2
  • 30 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )         نویسنده : لین گراهام   مترجم : پی _ جی     دانلود رمان عاشقانه جدید ترجمه شده زن قرار دادی       خلاصه رمان :       داستان درباره دختریست که پدر و مادرش قصد     دارند از یکدیگر جدا شوند, در واقع پدرش آنها را به خاطر دختری جوان ترک کرده و حالا از آنها می   خواهد خانه و مغازه شان را بفروشند و سهم او را بدهند تا با همسر جدیدش بتواند زندگی کند     در واقع گل فروشی مادرش منبع درآمد اندکی برای آنهاست و همین حالا هم نمی توانند از عهده   بسیاری از قبض های شان بربیایند . پدرشان آنها را تهدید کرده که اگر خانه را نفروشند به دادگاه   از آنها شکایت خواهد کرد . اوضاع زندگی آنها بسیار وخیم است . از طرفی نمی‌توانند از عهده   خرج و مخارج زندگی برایند و از طرف دیگر مادرش به خاطر این خیانت پدر بسیار افسرده و غمگین   است . تا جایی که به خاطر اندوه طلاق مریض شده     در این [ . . . ]

  • 5,926 views
  • 10
  • 28 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان قرار مدار خصوصی نوشته شری توماس ( دانلود رمان عاشقانه جدید )

دانلود رمان قرار مدار خصوصی ( دانلود رمان عاشقانه جدید )       نویسنده : شری توماس   مترجم : پی_جی     خلاصه ای از داستان رمان قرار مدار خصوصی   نوشته شری توماس :        داستان درباره دختر جوانی است که  مصمم   است هر طور شده با مردی اشرف زاده   ازدواج کند و برای رسیدن به هدفش از هیچ نقشه و نیرنگی فروگذاری نمی کند.  بلاخره تلاش   هایش مثمر ثمر واقع شود و مرد نجیب زاده ای را  وادار به ازدواج با خود میکند . اما از شانس بد او   نجیب زاده   درست شب قبل از ازدواج در مهمانی مجردی اش بر اثر نوشیدن زیاد و غم ازدواج با دختر , خود را   از بالای پشت بامی به پایین پرت کرده و به ملکوت اعلا می پیوندد      دختر با شنیدن ماجرا بسیار اندوهگین می شود . یاس و ناامیدی او را در بر گرفته زیرا دیگر نمی   تواند نجیب‌زاده ای را با شرایط ایده‌آل نامزدش پیدا کند تا بتواند او را وادار به ازدواج با خود کند .       در این بین پسر عموی نامزد مرحومش برای ادای احترام به [ . . . ]

  • 2,053 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)          نویسنده : ال کاسی   مترجم : ستاره ابی     خلاصه ای از متن کتاب رمان :       اندی مارکس  وکیل موفق و جوانی است که از زمانی که یک نوجوان بوده تا کنون همواره از قوانینی که در زندگی برای خود تعیین کرده پیروی می کند و هرگز سعی نکرده از برنامه زندگی اش سرپیچی کند یا وقتی را برای خوشگذرانی در نظر بگیرد . او همواره تلاش می کند تا به خواسته ها و هدف هایی که برای خود تعیین کرده برسد تا اینکه یکی از دوستان صمیمی دوران دانشگاه اش ازدواج می‌کند و از اندی دعوت می‌کند تا به همراه دوست دیگرشان  برای مهمانی مجردی به لاس وگاس بروند    اندی  ابتدا سعی دارد دعوت آنها را رد کند , زیرا می‌بایست روی اهدافش متمرکز شود و خوشگذرانی کردن در لاس وگاس جزو برنامه های او نیست . اما  به خاطر عذاب وجدانی که از تنها گذاشتن دوستانش در بهترین روز زندگی شان به او می دهد , پیشنهاد آنها را قبول میکند و سعی می کند برای یک روز هم که شده موهایش [ . . . ]

  • 1,302 views
  • 0
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )    نویسنده : لیندا هوارد   مترجم : مریم . ر     خلاصه کتاب :      داستان در مورد زن مطلقه ای   است که پنج سال پیش از همسر   خود طلاق گرفته و در تمام این   پنج سال خود را کاملاً وقف کار اش نموده . اما هم اکنون از کار نیز اخراج شده . او خود را در حالی می یابد که کاملا تنهاست و از لحاظ مالی پشتوانه خوبی ندارد و اگر هر چه سریعتر کاری پیدا نکند ممکن است خانه اش را هم از دست بدهد    او در تمام این مدت که خود را وقف کار کرده بود , وقتی برای زندگی خصوصی نداشته و همچنین به خاطر اضطراب و فشاری که کار بر او تحمیل کرده بود دچار زخم معده شده . حالا با این شرایط که کارش را نیز از دست داده است زندگی خود را کاملا شکست خورده می‌بیند , تا اینکه خبر های عجیب و اتفاقات مرموزی در زندگی اش رخ می‌دهد که مسیر زندگی او را کاملا عوض میکند    دو مامور اف بی آی در همان روز درب [ . . . ]

  • 1,813 views
  • 2
  • 27 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی         خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب :   نویسنده : لوران دانر   مترجم : آنجل     گروهی از پزشکان و دانشمندان امریکایی   در حال ازمایشات زیر زمینی و غیر قانونی   ….ژن   انسانی و ژن حیوانات مختلف را با یکدیگر   ترکیب کرده و گونه جدیدی از موجودات را خلق کرده اند       این موجودات “گونه ی جدید ” نام گرفته اند …انها دارای توانایی های فرا انسانی هستد   ..دانشمندان با هدف تکثیر و فروش انها به عنوان جنگ افزار و برده …گونه های جدید را در قفس   هایی در ازمایشگاه نگه داری میکنند . انها بد ترین ازمایشات و شکنجه ها را به بهانه یافتن راهی   برای تکثیر و سنجیدن توانایی های انان به این موجودات اعمال می کنند .انها از نظر فیزیک ظاهری   و توانایی های بدنی بسیار قوی تر از انسان ها هستند . و این از انها سلاح هایی مرگ بار و   بسیار ارزشمند می سازد     گونه جدید به خاطر شکنجه ها و تحقیری که توسط دکتر ها و دانشمندان به انها اعمال شده به   شدت [ . . . ]

  • 2,373 views
  • 6
  • 26 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان خارجی عاشقانه جدید زنجیر وظیفه

دانلود رمان خارجی عاشقانه جدید زنجیر وظیفه               دانلود رمان زنجیر وظیفه :     نویسنده : کورا ریلی     مترجم : مریم . ر       خلاصه رمان عاشقانه زیبای زنجیر وظیفه  :       دانته جوانترین رئیس تاریخ مافیا شیکاگو سالها پیش بر اثر سانحه ای همسر خود را از دست می   دهد. او که بسیار عاشق همسر قبلی خود بوده نمی‌تواند با مرگ او کنار بیاید و او را فراموش کند.   اما او رئیس مافیا است و از او انتظار می‌رود همسری انتخاب کند تا بتواند برایش جانشینی به دنیا   بیاورد. از این رو والنتینا برای او انتخاب شده   والنتینا نیز همسر خود را از دست داده بود بنابراین دانته تصور می‌کرد او بهترین گزینه برای ازدواج   است. زیرا به خاطر غم از دست دادن شوهرش حاضر نمی‌شود با دانته رابطه عاطفی داشته   باشد و این برای دانته یک گزینه ایده‌آل محسوب می شود. زیرا دانته نمی‌تواند جز همسر سابقش به   زن دیگری فکر کند تا چه رسد به اینکه با او هر گونه رابطه ای داشته باشد   از طرف دیگر والنتینا در ازدواج قبلی [ . . . ]

  • 6,045 views
  • 7
  • 6 نوامبر, 2018
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت شانزدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت شانزدهم  :       فصل نه به گاراژ بزرگ قدم گذاشتم . اطرافم پر از ماشین بود اما همه انها تنها پوسته هایی از ماشین بودند . برخی از انها بی در و پنجره بودند اما من از میان همه انها عبور کرده و به وسط گاراژ میرفتم ..جایی که قالی زیبایی پهن شده بود و نور ملایمی از انجا می امد.. روی یک صندلی ویویکا نشسته بود ..لباس زیبایی به تن داشت.. چشم های سبزش به طرف من چرخیدند زمزمه کرد _محکم بچسب پلک زدم.. سپس بیدار شدم و ملحفه های ساتنی بی نهایت نرم و خنکی را اطراف من احساس کردم . چشمهایم را باز کردم و نور خورشید را که از بین درهای فرانسوی وارد اتاق میشد دیدم دیشب نایت پشت سر هم تلفن میزد و به انها پاسخ می داد… کارهایی که راجع به انها هیچ توضیحی به من نمیداد را در حالی که در اغوش او نشسته بودم انجام میداد . سپس مرا به طرف استون مارتین برده و به طرف خانه امدیم وقتی رسیدیم زمزمه کرد _ چندتا تلفن دیگه هست که باید بزنم عزیزم . برو به تخت خواب سپس پیشانی ام [ . . . ]

  • 180 views
  • 0
  • 15 فوریه, 2019
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت پانزدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت پانزدهم  :       کلوپ کم کم داشت خلوت میشد و من مقابل پنجره نایت ایستاده بودم و داشتم ان را تماشا می کردم . کمی قبل تر هالک مرا به طرف دفتر خالی نایت اسکورت کرد . همچنین قبل از ان یک عدد ساندرین م*ست که حتی نام خودش را هم نمی دانست و یک عدد ویویکای کاملاً خوشحال را به طرف ماشینی که منتظر انها بود تا انها را به خانه برساند راهنمایی کرد ساعت ۳ بعد از نیمه شب بود و تمام دوستانم رفته بودند. و شب من با نایت بالاخره داشت شروع می شد از پنجره به بیرون نگاه می کردم.. اگرچه نورها روشن بودند اما موسیقی خاموش شده بود.. همچنین کم کم مشتری ها داشتند فضای انجا را خالی میکردند …شگفت زده شده بودم …و از انجایی که به مدت نیم ساعت بود که انجا ایستاده بودم …قبل از ان که موسیقی خاموش شود… بنابراین مدتی بود که این صحنه مرا مجذوب خود کرده بود ..در حقیقت اتفاقات زیادی در حال رخ دادن بود ..چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد.. یک عالمه ادم .. اما دیدن همه انها از این زاویه کار اسانی بود [ . . . ]

  • 325 views
  • 3
  • 14 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت چهاردهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت چهاردهم  :         اوه خدایا کمی مرا تکان داد _ عزیزم به من گوش کن .لباس‌ها.. تلفن.. ماشین.. بخش وی ای پی ..همه اینها جزو رفتار عادی و روزمره او نیست .مطمئناً کسی رو با خودش به رستوران نمی بره .دخترا به خونش میرن و بعد اونجا رو ترک می کنن و اغلب اوقات دیگه اونجا بر نمیگردن و مطمئناً برای خوردن استیکی که خودش اونو درست کرده و مکالمات احساسی به اون جا نمیرن … یا به اونها اجازه نمیده که بدون حتی یه بوسه توی خونش بخوابن یا این همه براشون خرج کنه.. تا جایی که من میدونم هرگز نصف شب در اپارتمان اونها ظاهر نمی شه فقط برای یک بوسه …اون درگیر توئه ….تا جایی که من شنیدم تو اولین کسی هستی که این طور متفاوت باهات رفتار می کنه داشتم راجع به اینکه تا این اندازه راجع به ان شب به ا اطلاعات داده بودم احساس پشیمانی می‌کردم اما افسوس که دیگر خیلی دیر بود پرسیدم _چرا قبل از اینکه بریم بیرون راجع به این چیزا بهم نگفتی ؟ _چون میخواستم اونو با تو ببینم …تا ببینم بقیه جزئیات چه معنی میده ..حالا [ . . . ]

  • 367 views
  • 3
  • 13 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت سیزدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت سیزدهم   :       در بخش وی ای پی نشسته بودم و یک لیوان مارتینی به دست داشتم که سه نفر از دوستانم که در محل کار با انها صمیمی بودم و راجع به همه چیز با انها صحبت می کردم به پشت سر من خیره شدند.. و من می دانستم …. دیر وقت بود و سه ساعت بود که به کلوپ امده بودیم ….می بایست از نیمه شب گذشته باشد…… و بالاخره او اینجا بود سرم را چرخاندم و چشمم به کت و شلوار و لباس تیره ای افتاد… نگاهم بالا امد و به موقع متوجه شدم که سر نایت به طرف پایین میاید و لب هایش روی پوست بره*نه روی شانه ام کشیده شد دوباره ان لرزش عجیب از سراسر بدنم عبور کرد . به ندرت سرش را یک اینچ بالا اورد… اما نگاهش روی چشم های من بود .. زمزمه کردم _هی او هم زمزمه کرد _ بهت میاد لباس کاملاً اندازه من بود… مانند این که برای من دوخته شده بود …چشمهایش از روی شانه ام به اطراف چرخیدند و متاسفانه صاف ایستاد… اما می توانستم گرمای بدنش را پشت سرم احساس کنم با ان [ . . . ]

  • 379 views
  • 2
  • 12 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت دوازدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دوازدهم         بعد از کار بدون انکه با دیک برخوردی داشته باشم به اپارتمانم رسیدم .این اتفاق همواره نمی‌افتاد زیرا دیک همواره دوست داشت میان راهروی ساختمان بچرخد . با میل به اینکه سرم را بچرخانم و به واحد او نگاه کنم و به این فکر کنم که دوست پ*سر جدیدم قرار است او را از اینجا بیرون کند مقاومت کردم و اینکه احتمالا این حرکت خوبی نبود…. و بعد به سرعت به این فکر کردم که دوس*ت پسر جدیدم با اینکه دوست پس*رم بود اما هنوز هم من را نبوسیده بود ..سپس تمامی این افکار …وقتی که سه قفل جدید روی در را باز کردم و به داخل اتاق رفتم تا بسته ای را که چارلی داخل واحدم قرار داده بود پیدا کنم …از ذهنم بیرون رفتند وقتی ازدیاد کیسه های براقی که روی مبلم و روی زمین اتاقم قرار گرفته بودند را دیدم سر جایم خشکم زد.. کیفم روی زمین افتاد …سپس به طرف بسته ها حرکت کردم و روی زانو هایم روی زمین افتادم… بسته ای که با حالتی حرفه ای بسته بندی شده بود را به ارامی بیرون کشیدم و ان را باز کردم [ . . . ]

  • 414 views
  • 3
  • 11 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت یازدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت یازدهم  :       در تختخواب دراز کشیده بودم . ملحفه های تازه و نرمم احساس خوبی داشتند . با خود در فکر بودم که امکان دارد ملحفه های نایت از این هم نرم تر باشند . به سقف نگاه کردم و به این فکر کردم که اگرچه نایت گفته بود من به او تعلق دارم ..اما هنوز هم مرا نبوسیده بود شام عالی بود… مرا به وینکوپ برد… ناگهان بعد از گذشت ان روز.. بعد از ان که خوابیده بودم ..با یکدیگر با حالت شوخ طبعانه مشاجره کرده بودیم … فهمیدم که احساس اسودگی و سبکی می کردم نایت به نظر می رسید همواره در حالت ارامی باشد حتی زمانی که عصبانی و ناراحت است راجع به پدرش که یک راننده ماشین های مسابقه بود و همچنین مادرش برایم تعریف کرد.. گفت که هر دوی انها هنوز هم زنده هستند و در هاوایی زندگی می کنند… به من گفت که حق با من است ..کلوب اسلید به این خاطر تا این اندازه محبوب است که هر سال به مدت یک ماه ان را می بندد و با بوجه کلانی که صرف دکوراسیون دوباره ان می کند باعث میشود [ . . . ]

  • 387 views
  • 1
  • 10 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت دهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دهم :       این ناامید کننده بود …واقعاً ناامید کننده.. با این حال زمزمه کردم _خیلی خوب او مرا رها نکرد تنها به چشمهایم نگاه کرد ..سپس در حالی که انگشت هایش محکم تر می‌شدند با صدایی خشن و جذاب که باعث میشد لرزه ای در بدنم به وجود بیاید گفت _لعنت نمیتونم صبر کنم تا تو رو توی تخت خوابم داشته باشم.. و درست مثل همین حالا که داری بهم نگاه می کنی اینطوری بهم نگاه کنی _ نایت _یا مسیح ..قراره من مالک این زیبایی بشم اوه خدایا همانطور که نزدیکتر میچرخیدم زمزمه کردم _عزیزم دستور داد _از من دور شو انیا _ ببخشید؟ _ از من دور شو عزیزم.. همین حالا به چشمهایش نگاه کردم سپس کاری که گفته بود را انجام دادم . دستهایش پایین افتادند اما یکی از انها دست مرا گرفت . سپس مرا به اتاق نشیمن برد و شروع به قرار دادن فیلم در دی وی دی کرد.. سپس در حالیکه با انگشتش مرا نوازش می کرد به من قول داد که به زودی باز خواهد گشت و سپس انجا را ترک کرد در حالی که کمی ترسیده و گیج بودم [ . . . ]

  • 344 views
  • 9
  • 9 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت نهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت نهم   :       سرم را تکان دادم _نایت.. اشکال نداره ..میدونم دراماتیک به نظر میرسه اما اینطور نیست.. اتفاقات بد همیشه توی زندگی بیشتر مردم اتفاق میفته. از اونجایی که اونا نمیدونستن قراره کشته بشن … بنابراین برای زندگی من برنامه ریزی نکرده بودن.. عمه ام کنترل املاک اونه…ا من و حق بیمه رو به دست گرفت ع…موم سعی کرد منو به سرپرستی بگیره اما ازدواج نکرده بود و با چند نفر دیگه زندگی می کرد و قاضی ها شرایط اون رو قبول نکردند.. مادربزرگم مریض بود و نمی تونست سرپرستی من رو به عهده بگیره و پدرم با پدر و مادرش رابطه نزدیکش نداشت و اونها علاقه ای به بزرگ کردن دختری ۷ ساله نداشتند … بنابراین عمه ام منو بزرگ کرد و اون ام…… سیگار میکشید …. و همچنین …ام ….. یه عالمه ودکا می نوشید چشمهای نایت در حالی که نگاهم را گرفته بودند . پرسید _می نوشید ؟ اون هم مرده ؟ _نه .. اون کاملاً زنده است. مثل اینکه اگه یکی از سربازان شیطان باشی اون تو رو از مرگ و مریضی در امان نگه خواهد داشت وقتی گفتم سرباز شیطان انگشت دستش [ . . . ]

  • 228 views
  • 0
  • 9 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت هشتم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت هشتم  :       _نیک از کجا میدونه؟ به طرف یخچال زمزمه کرد _هیچ ایده ای ندارم از این قضیه خوشم نمی امد _فکر نمی کنم از این قضیه خوشم بیاد . من هرگز اسممو به اون نگفتم در حالیکه با خود سس ترش را حمل می کرد گفت _ دوستت؟ امکانش بود.. زمزمه کردم _ شاید _صحبت دوستت شد از داخل یک دراور یک قاشق بیرون اورد _ باید یکم سرعتش رو پایین بیاره _چی ؟ سس را روی سیب زمینی ها انداخت.. سپس به من نگاه کرد _ یکم نصیحتش کن رفتارش رو اصلاح کنه . بیشتر از یه بار توی کلوپم دیدمش . اگرچه نه با تو… کاملا مشخصه تو فکر شکار مرده . باعث میشه مردا توی حالت دفاعی فرو برن . باعث میشه اسیب‌ پذیرتر جلوه کنه . اون هرکاری که بخواد برای به دست اوردن چیزی که میخواد انجام میده و مردها هم اینو میفهمن . کاملاً از رفتارش مشخصه …چیزی که میخوان رو ازش می گیرن و بقیه اش رو دور میریزن . باعث میشه مردا فکر کنن اون خیلی به خودش میباله و اونها رو خسته می کنه… اون باید تورو [ . . . ]

  • 353 views
  • 2
  • 8 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت هفتم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت هفتم  :     درحالی که کیفم را به دست گرفته و میان اشپزخانه او ایستاده بودم با خود در فکر بودم : چه مرگم بود ؟ داشتم میلرزیدم …حالا به خاطر دلیل متفاوتی میترسیدم …دلیلی بسیار وحشتناک تر… اما حرکت نکردم… تنها میان اشپزخانه ایستادم … سپس دوباره سر و کله اش پیدا شد و به من نگاه کرد گفت _ ژاکتت انیا . بندازش یه جایی . باید اول به گوشت ها رسیدگی کنم. بعد برات یه لیوان ش*راب میارم . از خودت پذیرایی کن سپس دوباره به آشپزی کردنش بازگشت همانطور که از اشپزخانه بیرون میرفتم ژاکتم را از تنم بیرون اوردم خیلی خو…ب داشتم چه غلطی می کردم ؟ خیلی خوب اوه پسر لعنت در اتاق نشیمن بزرگ چرخیدم و کیف و ژاکتم را روی یکی از مبلمان چرمی انداختم . سپس به طرف دیگر اتاق که سراسر پنجره بود رفتم و به منظره بیرون نگاه کردم . با خود در فکر بودم که به زودی بهار می اید _ نیک قراره کجا بره ؟ داشتم از پنجره می پرسیدم _نمیدونم . اهمیت نمیدم چند لحظه سکوت کرد… سپس گفت _ تو چی ؟ زمزمه کردم [ . . . ]

  • 249 views
  • 0
  • 8 فوریه, 2019
ادامه مطلب
رمان عاشقانه ناجی قسمت ششم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت ششم  :       فصل ۵ شاید بگی دیوونم …لعنت.. خودم هم فکر می کنم دیوونم.. اما روز بعد یک ربع به یک… داخل ماشین نشسته بودم و به طرف ساختمان نایت حرکت میکردم با ویویکا و ساندرین تماس گرفتم و خلاصه ای از انچه که گذشته بود را به انها گفتم . بنابراین اگر ناپدید شوم فکر می‌کنم یک نفر می داند کجا به دنبالت جسدم به گردد دیشب کمی بعد از انکه نایت انجا را ترک کرد یک پیشخدمت و یک بادیگارد به طبقه بالا امدند . بنابراین نمی توانستم فرار کنم . دوباره یک اب گازدار سفارش دادم به اطراف نگاهی انداختم.. دیوارها به رنگ قرمز غنی و گرمی بودند.. مانند ش*راب ..میز بزرگ و چوبی تیره ای در گوشه ای از اتاق قرار داشت.. روی ان لپتاپ ..چندین تلفن.. کاغذ و پوشه هایی قرار داشتند.. صندلی بسیار بسیار تیره چرخانی مقابل میز قرار داشت ..کنار ان دو صندلی چرمی دیگر.. مبل های ست ان کنار های دیوار قرار گرفته بودند .. و وسایل گرانقیمت دیگر که به رنگ تیره اما به گرمی اتاق را دکور کرده بودند …همچنین دیوار ها با تابلو هایی از دنور [ . . . ]

  • 301 views
  • 3
  • 8 فوریه, 2019
ادامه مطلب
کتاب رمان عاشقانه ناجی قسمت پنجم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت پنجم  :       تنها یک نوشیدنی…. می‌توانم تنها یک نوشیدنی با نیک داشته باشم لعنت هردویمان را روی صندلی های چرمی و گرانقیمت نشاند… خیلی نزدیک به من نشسته بود …چشمهایش به ان طرف اتاق کشیده شدند و فریاد کشید _ هی یکی از پیشخدمت ها به سرعت به طرف ما امد و ان موقع بود که بادیگاردی که قبلا در اتاق دیده بودم را حالا در حالی که در انتهای قسمت وی ای پی ایستاده بود و دستش را دور دهانش گرفته بود و داشت چیزی را فریاد میزد دیدم نفس عمیقی کشیدم و به نیک نگاه کردم سفارش دادم _اب گازدار _ لعنت… داری منو مسخره می کنی ؟ به پیش خدمت گفت _ برای اون یه کاسمو و برای من یه هنسی بیار برای چند ثانیه چشم های پیشخدمت گشاد شدند… سپس خودش را جمع و جور کرد و به سرعت از انجا رفت… نیک به من نگاه کرد و گفت _دوست تو حسابی روی اعصاب منه روی اعصاب من هم بود… اما در ان لحظه نیک هم به شدت مرا عصبانی کرده بود تصمیم گرفتم پاسخی ندهم پرسید _ لعنت …. فکر میکنه میتونه [ . . . ]

  • 354 views
  • 5
  • 7 فوریه, 2019
ادامه مطلب
دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1174" align="aligncenter" width="408"] دانلود رمان عاشقانه خارجی ناجی ( ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )

دانلود رمان کنترل شده ( ترجمه ویژه دنیای رمان )    [caption id="attachment_1007" align="aligncenter" width="484"] دانلود رمان کنترل شده[/caption]    نام کتاب رمان : ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان عاشقانه جدید ترجمه شده )

دانلود رمان زن قرار دادی لین گراهام ( رمان   عاشقانه جدید ترجمه شده )     نویسنده : لین گراهام[caption id="attachment_247" align="alignleft" width="370"] دانلود ...
سعید جوشنی 5
رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)

رمان بدرخش نه بسوز ( رمان خارجی عاشقانه طنز کل کلی)      نویسنده : ال کاسی  مترجم : ستاره ابی  خلاصه ای از متن ...
سعید جوشنی 5
رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )

رمان دروغ های مصلحتی از لیندا هوارد ( رمان عاشقانه جدید )  نویسنده : لیندا هوارد  مترجم : مریم . ر  خلاصه کتاب ...
سعید جوشنی 5
رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ( رمان جدید ترجمه شده آنلاین )

رمان خارجی عاشقانه غضب ترجمه اختصاصی     خلاصه ای از رمان جدید عاشقانه غضب : نویسنده : لوران دانر مترجم : آنجل  گروهی از پزشکان ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست

دانلود رمان خارجی عاشقانه هیچ گلی برایم نفرست    خلاصه داستان :   رمان درباره داستان زندگی زنی است که همسرش را از دست ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن

دانلود رمان خارجی عاشقانه هرگز رهایم نکن    خلاصه داستان :   کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگی خود را برای مخاطب ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق

دانلود رمان مرثیه عشق   خلاصه کتاب :   نام رمان :رمان مرثیه ی عشق (جلد اول) نویسنده :ترنم بهار یهدا دختری شوخ و شیطونه که ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج

دانلود رمان عاشقانه محکوم به ازدواج    خلاصه کتاب :  بعد از مرگ پدرش گیتا  به عنوان وارث او شناخته می شود اما ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی

دانلود رمان خارجی گاو سنگی   خلاصه داستان :   بالرینی زیبا خودکشی می‌کند و در مراسم خاکسپاری.. خواهرش که کاملاً به او شبیه است ...
سعید جوشنی 5
دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان

دانلود رمان فرشته نگهبان    خلاصه داستان : تارا پدر خود را در تصادف از دست می‌دهد و مادرش به خاطر تصادف مجبور میشود ...
سعید جوشنی 5